شمارهٔ ۸۸۲
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به بیان رازهای درونی خود میپردازد و دیگر نمیخواهد چیزی را پنهان کند. او فقط به نوشیدن باده مشغول است و معتقد است که دیدن زیباییهای دنیا، هرچند همراه با درد و مصیبت باشد، بهتر از نادیدن است. شاعر درویشی را ستایش میکند که دل و دین خود را بخشیده و از شاهان میخواهد که از او بیاموزند. عشق را هم به صورت ناگهانی و موقتی میداند که نیاز به پرورش و زمان دارد. در ادامه، به بیحاصلی اوضاع دنیا اشاره میکند و میگوید که نصیحتهای دیگران ممکن است شنیده نشود. در نهایت، او از ناله بلبل در صبحگاه خوشنود است و این را نشانهای از کمال میداند.
نخواهم بیش از این از خلق راز خویش پوشیدننمی آید ز من کاری بغیر از باده نوشیدن
هوش مصنوعی: دیگر نمیخواهم راز خود را از دیگران پنهان کنم و نمیتوانم کاری جز نوشیدن شراب انجام دهم.
اگرچه دیدن خوبان همه عین بلا باشدبه هر صورت که می بینیم دیدن به ز نادیدن
هوش مصنوعی: اگرچه دیدن زیباییها ممکن است دردسرساز باشد، اما در هر حال، دیدن آنها از نادیدن به مراتب بهتر است.
دل و دین را ز درویشی ببخشیدم به درویشیبیاموزید ای شاهان از این درویش بخشیدن
هوش مصنوعی: دل و دین خود را به یک درویش بخشیدم، ای شاهان، از این عمل درویش وام بگیرید و بیاموزید.
اگرچه عشق ناگاهان به خاطرها فرود آیدولیک او را به مدتها بیاید نیز ورزیدن
هوش مصنوعی: عشق ممکن است ناگهان به دلها ورود کند، اما برای نگهداشتن و پرورش آن نیاز به زمان و تلاش است.
فلک گو هر زمان میگرد از این اوضاع بی حاصلنخواهد مرکز خاکی ز وضع خویش گردیدن
هوش مصنوعی: زمانه همیشه در حال چرخش است و از این شرایط بیثمر چیزی به دست نخواهد آورد. زمین نمیتواند از وضع و حال خود تغییری بدهد.
نصیحت گو اگر پندی دهد سهل است گر میگوزبان او و آن گفتار و گوش ما و نشنیدن
هوش مصنوعی: اگر کسی نصیحت کند و ما به آن توجه نکنیم، اهمیت چندانی ندارد. زیرا مشکل آنجاست که گویا ما به سخنان او گوش نمیدهیم و در حقیقت، همان حرفها را نمیشنویم.
کمال خسته خاطر را خوش آمد صبحدم نالهبلی خوش باشد از بلبل بوقت صبح نالیدن
هوش مصنوعی: خستگی و بیحوصلگی در دل، صبح با صدای دلنشین بلبل خوشایند میشود و ناله کردن او در این زمان، زیبا و دلچسب است.