تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۸۹۳

ای دل حکایت غم خود با صبا بگوبا بار آشنا سخن آشنا بگو
چون بگذری به منزل بار ای نسیم صبحاز روی لطف شمه ای از حال ما بگو
سوزی که هست در دل من شرح آن بدهحالی که رفت بر سر این بلا بگو
تا کوه در خروش و فغان آید از غممرمزی ز درد و محنت من با صدا بگو
القصه مجملی ز تفاصیل درد منگر باشدت مجال سخن ای صبا بگو
چون بشنوی جواب کمال از کمال لطفلفظ به لفظ هرچه شنیدی بیا بگو