شمارهٔ ۸۹۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و ارادت خود به محبوبش اشاره میکند و از او میخواهد که نام او را به خاطر بسپارد. او از خوشحالی و سعادتی که به خاطر محبوبش در زندگیاش وجود دارد صحبت میکند و تاکید میکند که در هر حال و زمانی در خدمت اوست. شاعر همچنین از انتظاری که برای شنیدن پیام محبوب دارد و آرزوی دیدار او سخن میگوید، و به طور کلی بیانکننده عمق عشق و وفاداری خود به معشوق است.
ای دل غلام أو شدی ای من غلام توبادت مبارک اینکه جهان شد به کام تو
هوش مصنوعی: ای دل، تو به عشق او خدمتگزار شدی. ای من، اینکه تو بخشی از زندگیام هستی، برای تو خوشبختی و شادی آرزو میکنم، زیرا دنیا به خاطر تو به خوشی و راحتی رسیده است.
از من به رسم بنده نوازی به او بگومشتاق خدمت است غلام غلام تو
هوش مصنوعی: به او بگو که این بنده عاشق خدمت کردن است و به خاطر تو، که سرور او هستی، مشتاق است به او خدمت کند.
آخر نه از توأم همه وقت آمدی پیامآخر کجا شد آن کرم مستدام تو
هوش مصنوعی: در نهایت، همیشه از تو پیامهایی دریافت کردم، اما نمیدانم آن لطف همیشگی تو کجا رفت؟
پیش از سلام پیش روم قاعد تراگر در نماز باشم و آرد سلام تو
هوش مصنوعی: قبل از اینکه سلام کنم، باید به جایت بیفتم. حتی اگر در حال نماز باشم و تو سلام کنی، باز هم چنین احساسی دارم.
نام کتار و بوس چو بردن نمی توانهم بر کنار نامه ببوسیمه نام تو
هوش مصنوعی: وقتی نام تو را برمیدارم، نمیتوانم به غیر از آن، هیچ چیز دیگری بگویم، اما میتوانم در کنار آن برایت نامهای بنویسم و تو را ببوسم.
صد گوش دیگرم ز خدا باشد آرزوروزی که بشنوم ز رسولی پیام تو
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که خداوند روزی به من ده گوش دیگر عطا کند تا پیام تو را از رسولی بشنوم.
ای کاش نامه روی به پیچیدی از کمالتا او بگوش خویش شنیدی کلام تو
هوش مصنوعی: ای کاش که نامهات را به صورت زیبا و با کمال مینوشتی تا او با دقت و توجه کلام تو را میشنید.