شمارهٔ ۸۹۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر آرزو میکند که ای کاش مانند نسیم به حریم معشوق میرسید و از لطافت او بهرهمند میشد. او بیان میکند که باید امیدش به محبت معشوق را قطع کند، چرا که انتظارش از معشوق بیمورد است. حتی اگر معشوق از عهد گذشتهاش بگذرد، او نمیتواند از یاد معشوق بگذرد. شاعر به سختیهای عشق و جدایی اشاره کرده و از معشوق میخواهد که در محبت او را تنها نگذارد. او همچنین به لطافت و کمال معشوق اشاره میکند و بیان میکند که چطور میتواند با غم دوری کنار بیاید، در حالی که همیشه در آرزوی وصال او بوده است.
ای کاش رفتمی چو صبا در حریم توتا زنده گشتمی نفسی از نسیم تو
هوش مصنوعی: ای کاش مانند نسیم صبحگاهی به درگاه تو میرفتم تا از لطافت وجود تو نفسی تازه میکردم و زنده میشدم.
از تو امید قطع کنم این روا بودما را امیدهاست به لطف عمیم تو
هوش مصنوعی: من از تو ناامید شوم، این کار درستی است، زیرا ما به امیدهای زیادی از لطف و مهربانی تو دل بستهایم.
گر بگذری نو از سر عهد قدیم ماز ما نگذریم از سر عهد قدیم تو
هوش مصنوعی: اگر تو از عهد و پیمان قدیم ما بگذری، ما هم از وعده و عهد قدیم تو نمیگذریم.
ای آنکه منع می کنی از عاشقی مرافریاد از این طبیعت نا مستقیم تو
هوش مصنوعی: ای کسی که مرا از عشق ورزی باز میداری، چه فریادی از این طبیعت نادرست تو!
ما را به صحبت خود اگر راه نمی دهیباری رقیب کیست که باشد ندیم تو
هوش مصنوعی: اگر به ما اجازه نمیدهی که با تو صحبت کنیم، پس رقیب تو کیست که بتواند به جای ما در کنارت باشد؟
آیا چگونه بر کند در غم فراقپرورده در وصال به ناز و نعیم تو
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم در غم جدایی بیتابی کنم، در حالی که در زمان وصال با زیبایی و زندگی دلنشین تو پرورش یافتهام؟
مغرور عشوه شده باز ای کمالاو از سلامت نر و طبع سلیم تو
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی او باعث شده است که خود را به رخ بکشد و با جذبهاش توجهها را جلب کند، اما تو با روحیه سالم و نیکو، از این جاذبهها تأثیری نمیپذیری.