شمارهٔ ۹۱۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوبش اشاره میکند و میگوید که این زیبایی در سه ماه پنهان است. او از معشوق خود میخواهد که اگر خطایی از او سر زده، ببخشد و همچنین از فقر و ناداری گدا سخن میگوید که جز دامن ملوکانه چیز دیگری ندارد. شاعر به این نکته اشاره میکند که نباید از زیبایی محبوب غافل شد و در نهایت، عشق و محبت را به عنوان فاکتور اصلی در زندگی خود معرفی میکند. او به ادب و احترام در عشق تأکید میکند و میگوید که بر اساس تواضع و محبت به دوستان، نباید قضاوت کنیم.
آن عارض و رخسار و جبین هست در سه ماهکز دیده نهائنده نهان کردمت آگاه
هوش مصنوعی: چهره و زیبایی تو در سه ماه به گونهای است که از چشمها پنهانش کردهام و به این موضوع آگاه هستم.
گر دیده گنه کرد که از خانه کشیمشور اشک بزودیش برانیم ز درگاه
هوش مصنوعی: اگر چشمانش خطا کردند و او را از خانه بیرون کنیم، اگر به سرعت اشکهایش را از درگاه دور کنیم.
بر شاه گدا را نبود هیچ گرفتیجز دامن دولت که بگیرد گه و بیگاه
هوش مصنوعی: بر شاه، گدا (فرد فقیر) هیچ گونه حق و حقوقی ندارد، جز اینکه در هر زمانی دامن قدرت و ثروت را بگیرد و از آن بهرهمند شود.
گره هست خود از جانب آن روی مپوشانتا روی نوه بینیم و بگیریم برو راه
هوش مصنوعی: اگر مشکلی در کار است، خود را از آن پنهان نکن. بگذار آنچه باید، روشن شود تا ما بتوانیم راه درست را پیدا کنیم.
هرچند که عقلم رود از سر چو زند تیغجرم از طرف دوست نگیرم علم الله
هوش مصنوعی: اگرچه عقل و فکر من گاهی از کار میافتد و به هم میریزد، اما وقتی که آسیب یا ظلمی از طرف دوست بیاید، از علم و دانایی خداوند دست نخواهم کشید.
جان خواست شنیدم لبت از بنده جانیاین بود مرا خود همه از لطف نو دلخواه
هوش مصنوعی: جانم خواست که صدای لبت را بشنوم، تو برای من جانی و همه چیز برای من از لطف و محبت تو است.
بنهاد کمال آن به ادب بر کف و می گفتالعبد و ما فی بده کان لمو لاه
هوش مصنوعی: او برترین ویژگی را در ادب میدانست و میگفت که بنده و آنچه در وجودش است، متعلق به مولایش است.