شمارهٔ ۹۵۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت ظاهری معشوقهاش اشاره میکند. او اوصاف و ویژگیهای حیرتانگیز او را توصیف میکند و میگوید که تماشای او مانند دیدن ماه درخشان است. شاعر به بیداری دل و جان بلبل مست اشاره میکند که تحت تاثیر زیبایی او قرار دارد و وصف سنبل تازهای را به نقش زیبای او تشبیه میکند. همچنین، به قامت زیبا و حرکات دلبرانه معشوق اشاره میکند و از آتش عشقش میگوید که در دل دارد، ولی نمیتواند آن را بیان کند. از همین رو، در نهایت به نوعی انتقاد از خود و عدم ابراز احساساتش اشاره میکند و از این که چگونه به نادانی خود حلقه بیادبی زده است، ابراز تاسف میکند.
تا به رخسار مه از غالیه چوگان زدهایرقم غالیهسان بر مه تابان زدهای
هوش مصنوعی: چهرهات مانند ماه میدرخشد و زیباییات را با زیباییهای خاص و دلربا آراستهای.
بلبل مست نمیآید از این حال به هوشچو سراپرده مشکین به گلستان زدهای
هوش مصنوعی: پرنده سرمست در این حالت به هوش نمیآید، چون تو با پارچهای مشکی، فضایی زیبا و دلنشین را ایجاد کردهای.
سنبل تازه بر آن عارض گلرنگ تراخط سبزیست که بر دفتر خوبان زدهای
هوش مصنوعی: سنبل نو که بر روی چهره تو قرار دارد، نشانهای از سبزی و طراوت است که مثل خطی زیبا بر روی دفتر یادبود زیبایانت نقش بسته است.
با چنین قامت زیبا که تو داری صنماو بر راستی سرو خرامان زدهای
هوش مصنوعی: با این اندام زیبا که تو داری، ای محبوب، به راستی که بر قامت سرو ایستادهای و میرقصی.
تا چرا سر دل خویش ندارد به زبانآتش اندر دهن شمع شبستان زدهای
هوش مصنوعی: چرا دلش را به زبان نمیآورد، در حالی که شمع در شبستان به آرامی میسوزد و آتش را در دهان دارد؟
زان لبان شکرافشان همه شب تا به سحربوسه بر جام می بادهپرستان زدهای
هوش مصنوعی: از آن لبهای شیرین و دلنشین، تا صبحگاهی که بیدارید، به بوسهای بر جام می نوشیدند و دلباختگان شراب را خرسند میکردید.
از چه باب است کمال اینکه ز نادانی خویشحلقه بیادبی بر در جانان زدهای
هوش مصنوعی: چرا به خاطر نادانیات اینقدر بیادب شدهای که به در خانه محبوب راه یافتهای؟