شمارهٔ ۹۷۹
هوش مصنوعی: این متن شعری درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به توصیف چهره معشوق و تأثیر آن بر دل عاشق میپردازد. او به تصویر کشیدن حسرتها و دردهای ناشی از عشق نیز اشاره میکند و میگوید که حتی اگر شاهد زیباییهای معشوق باشد، باز هم احساس فقدان و حیرت در او باقی میماند. در نهایت، شاعر به این مسئله اشاره میکند که عشق و زیبایی معشوق چنان قدرتی دارد که دل عاشق را میسوزاند و در دنیای عشق، همه چیز زیر تأثیر نگاه معشوق است.
با تو ه را نمی رسد دعویشاهدند آن دو رخ برینه معنی
هوش مصنوعی: من با تو دعوایی ندارم، چون دو چهره زیبا خود گواهی بر حقیقت دارند.
گر بدیدی ز دور سرو تو حورننشستی به سایه طوبی
هوش مصنوعی: اگر از دور جذابیت و زیبایی تو را میدیدم، دیگر زیر سایه درختان بهشتی نمینشستم.
مانده برمیم آن دهان حیرانچشم نظارگی چو دیده هی
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و حیرتانگیز تو، همچنان در خاطرم مانده است و من مجذوب تماشای آنها شدهام.
ب گفتمش در جواب کشتن مانی نوشتی به غمزه گفت که نی
هوش مصنوعی: به او گفتم که چرا خبر کشتن ما را ننوشتی، او با ناز و کنایه پاسخ داد که نه، این کار را نکردم.
ایرا نیست عاشق کشی روا چه کنمچشم معشوق میدهد فتوی
هوش مصنوعی: عزیزم، در عشق کشتن دیگران درست نیست، اما چه بکنم که چشمان محبوبم حکم به این کار میدهند.
خون مجنون سوخته است آن زلفکه در آمد بگردن لیلی
هوش مصنوعی: زلفی که دور گردن لیلی پیچیده، خون مجنون را به آتش کشیده و سوخته است.
آه از آن دانه های خال کمالکه زد آتش بخرمن نقوی
هوش مصنوعی: آه از آن دانههای خال کمال که باعث آتشسوزی در خرمن پاکی شدند.