شمارهٔ ۹۸۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به انسان میگوید که به جز نور و گرما از آتش چه میخواهد؟ و از دریای حقیقتها جز در و گوهر چه چیز دیگری میجوید. او از انسان میخواهد که در زندگی پر از صدا و شلوغی، بهترین مخلوق باشد و به علاوه، به جز الطاف و تأییدات خدا چه برآوردی دارد. شاعر به دل انسان اشاره میکند که مخزنی از اسرار پنهان است و میپرسد که علاوه بر وسعت دنیای پهناور، چه میخواهد. در نهایت، او به دوستی و وحدت اشاره کرده و از دوست میخواهد درخت دوستی را بکارند و به جز کمال دوستی، به دنبال چه چیز دیگری هستند.
به جز نور و ضیاء و گرمی از آذر چه میخواهیز دریای حقایق جز در و گوهر چه میخواهی
هوش مصنوعی: به جز روشنی و گرما که از آتش برمیخیزد، از دنیای حقیقت چه چیزی میخواهی؟ و به جز در و جواهر، چه چیز دیگری را میخواهی؟
تفکر کن نهانی ای بشر در دهر پهناورتو باشی بهترین مخلوق از این بهتر چه میخواهی
هوش مصنوعی: ای انسان، در این دنیای بزرگ به فکر فرو برو و به یاد داشته باش که تو بهترین موجودی هستی که در این جهان وجود دارد. بهتر از این چه چیزی میتوانی بخواهی؟
در این دنیای پرغوغا به جز نگین چه میجوییبه جز تائید و الطاف از خدا باور چه میخواهی
هوش مصنوعی: در این دنیای شلوغ و پرهیاهو، تنها چیزی که ارزش جستوجو دارد، توجه و محبت خداست. آیا به جز این، به دنبال چیز دیگری هستی؟
برای دل که باشد مخزن اسرار پنهانیبه جز وسعت در این دنیای پهناور چه میخواهی
هوش مصنوعی: برای دل که مرکز رازهای نهان است، چه چیز بیشتری جز فضای وسیع این دنیای بزرگ میتوانی طلب کنی؟
به امر حق تعالی در جهان و گردش دورانتویی برتر ز مخلوق ای بشر دیگر چه میخواهی
هوش مصنوعی: به اراده خداوند در این دنیا و در جریان زمان، ای انسان، تو از سایر مخلوقات برتری. پس دیگر چه خواستهای داری؟
به جمع عارفان ای دوست در خمخانهٔ وحدتدگر جز آنکه مشحون باشدت ساغر چه میخواهی
هوش مصنوعی: ای دوست، در محفل عارفان، در جایگاه عشق و وحدت، به جز اینکه تمام وجودت را با ساغر پر از عشق پر کنی، چه چیزی دیگر میخواهی؟
به باغ دوستی بنشان درخت دوستداری راکمالا از درخت دوستی جز بر چه میخواهی
هوش مصنوعی: در باغ دوستی، درخت دوستداری را بکار و فقط از درخت دوستی، میوه و خواستههای خوب را برداشت کن.