شمارهٔ ۹۹۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و دلبستگی خود اشاره میکند و بیان میکند که حتی اگر معشوقش از او فاصله بگیرد یا او را بیآنکه متوجه شود، رنجیده خاطر کند، او همچنان به محبت و ارادتش ادامه خواهد داد. شاعر میگوید که از دوری و جدایی رنج میکشد، اما این رنج را به خاطر عشقش تحمل میکند و حاضر است برای معشوق هر فداکاری که لازم باشد انجام دهد. او به این نکته اشاره میکند که برای او عشق و احترام به معشوق فراتر از هر چیز دیگری است و در هر وضعیتی، همچنان آماده است تا در خدمت او باشد.
برویت بنگرم ناگه نرنجیبسویت بگذرم ناگه نرنجی
هوش مصنوعی: اگر به تو نگاه کنم، ناگهان ناراحت نشوی، و اگر از کنارت بگذرم، باز هم ناگهان ناراحت نشوی.
از وصلم حاصلی چون نیست باریغم هجرت خورم ناگه نرنجی
هوش مصنوعی: از ارتباط من با تو چیزی به دست نمیآید، بنابراین تحمل غم جدایی را دارم، ناگهان نرنجی.
جهانت بنده شد من نیز خود راازینها بشمرم ناگه نرنجی
هوش مصنوعی: دنیا تو را به بند کشیده، من هم خودم را جزو این بندگان میشمارم؛ ناگهان نرنج.
تو هرجا تیغ بر گیری من آنجاسری پیش آورم ناگه نرنجی
هوش مصنوعی: هر جا که تیغ خود را به سمت کسی تیز کنی، من همانجا خود را در معرض خطر قرار میدهم، فقط ناراحت نشو.
به هر راهی که بخرامی من آن راهبدیده بسپرم ناگه نرنجی
هوش مصنوعی: به هر مسیری که بخواهی بروی، من آن مسیر را با چشمهای خود مینگرم. ناگهان باعث ناراحتیات نشوم.
بدین نازک دلی جانی تو داریتمنایت برم ناگه نرنجی
هوش مصنوعی: با این قلب حساس و ظریف، جان تو جانی را دارد. ناگهان از آرزويت ناراحت نشو.
کمال ار بگذرد بر آستانتکه من خاک درم ناگه نرنجی
هوش مصنوعی: اگر کمال و فضیلت از درگاه تو عبور کند، من خاک پای تو هستم و ناگهان از من رنجیده نشو.