شمارهٔ ۱۰۱۳
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و رازهای آن است. شاعر از معشوق میخواهد که دربارهی خوشیها و رازهای عشق با او صحبت نکند و تنها از طریق تجربیات دو طرفه عشق را دریابد. او اشاره دارد که اگر قرار است با او صحبت شود، این گفتگو باید عمیق و صادقانه باشد، و نباید به دیگران گفته شود. همچنین شاعر زیباییهای معشوق و اهمیت سادگی و صداقت در عشق را مورد تأکید قرار میدهد. در مجموع، شعر بر اهمیت رازنگهداری و ارتباط عمیق در عشق تأکید میکند.
حدیث خوشی هیچ با ما نگوئیسخن جز به شمشیر قطعا نگونی
هوش مصنوعی: در مورد خوشیها هیچ چیزی به ما نمی گویی، مگر اینکه با تصمیمی قاطع و محکم آن را بیان کنی.
بحل کردمت خون خود گر بنازیکشی زودم امروز و فردا نگونی
هوش مصنوعی: من برای راحتی تو از خون خود گزشت کردم. اگر میخواهی مرا بکشید، زودتر این کار را بکن. امروز و فردا تعلل نکن.
هرآن شربت غم که دادی نخستینبمن ده بشرطی که صهبا نگونی
هوش مصنوعی: هر آن دلشکستگی و غمی که به من دادی، حالا دوباره به من برگردان، مشروط بر اینکه رنگ و بوی تلخی نداشته باشد.
چو گونی لقب نازل از آسمان شدنهان از چه شد آب حیوان که داند
هوش مصنوعی: وقتی لقب الهی از آسمان بر افراد نازل شد، چرا آب حیات از دسترس خارج شد؟ کسی نمیداند.
نهان از چه شد آب حیوان که داندتو با آن دهان نکته تا نگوئی
هوش مصنوعی: چرا آب حیات از دیدگان پنهان شده است، وقتی که هیچکس نمیداند تو با آن زبان چه رازهایی را بیان نمیکنی؟
مبادا که پابند نقش دهانتبهر کس دگر این معما نگوئی
هوش مصنوعی: مراقب باش که زیبایی و魅یت لبهایت را برای کسی جز خودت فاش نکنی.
کمال آنچه گونی از آن روی زیبابرویش که جز خوب و زیبا نگویی
هوش مصنوعی: بهترین و بالاترین ویژگیها و زیباییهایی که در چهرهاش وجود دارد، باعث میشود که تنها از خوبی و زیبایی او سخن بگویی و حرف دیگری در مورد او نزنی.