تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۱۰۲۷

دل من به داغ جفا سوختیمرا مانده دل را چرا سوختی
کرا سوخت عشقت که آنم نسوختمرا سوختی هر کرا سوختی
بسی سوخت در وعده سوختنمرا انتظار تو تا سوختی
فتادی چو آتش به مأوای دلدر آن خانه آیا چها سوختی
دل و جان بهم در تو پیوسته اندچرا هر یکی را جدا سوختی
کمال از دل رفت بونی نیافتخدا داند او را کجا سوختی