شمارهٔ ۱۰۷۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ارزش وجود محبوب اشاره میکند و میگوید که جان و جهان در نظر او بیارزشند در مقایسه با محبوب. او از شادی و عشق به محبوب سخن میگوید و بیان میکند که با وجود او، هیچ غمی را احساس نمیکند. همچنین، شاعر به زیباییهای لب و چشمان محبوب اشاره دارد و میگوید که باده و مستی در این فضای عشق قابل مقایسه با هیچ چیز نیست. او در ادامه بیان میکند که وعدههای واهی از محبوب بیمعنا هستند و درد و غمش را ناشی از فاصلهاش با محبوب میداند. در نهایت، شاعر به ارزش وصل محبوب اشاره میکند و اعتراف میکند که این وصال برای او مانند گنجی نادر است.
نیست بهای جان بسی پیش تو چون کشد کسیدر نظرت جهان و جان نیست به قیمت خسی
هوش مصنوعی: جان انسان در برابر تو قیمت چندانی ندارد، زیرا وقتی کسی در نظر تو دنیا و وجودش را از دست میدهد، دیگر جانی برایش با ارزش نیست.
شادی جان اگر توئی نیست غم جهان مراغصه چه وحشت آورد با رخ چون تو مونسی
هوش مصنوعی: اگر تو شادی جانم هستی، دیگر غمهای دنیا برایم اهمیت ندارند. هیچ دلیلی برای نگرانی نیست وقتی که چهرهای چون تو در کنارم است.
از لب و غمزة توأم باده پرست و مست همباده و ساقئی چنین نیست به هیچ مجلسی
هوش مصنوعی: از لب و ناز تو، من همیشه شیفته و مست هستم و هیچ شراب و باری به این اندازه در هیچ مهمانی پیدا نمیشود.
زیر دو لبه سه بوسه ام گفتی و چشم چار شدچون به یکی نمیرسی وعده چه میدهی بسی
هوش مصنوعی: زیر دو لب تو سه بار مرا بوسه دادی و چشمانت چهار بار به هم افتاد. اما وقتی که به یک وعده هم نمیرسی، چرا این همه وعده میدهی؟
از تو به من چو بلبلان نالم و بس که در چمنمی رخ زرد و چشم تر نیست گلی و نرگسی
هوش مصنوعی: من مانند بلبلان از تو مینالیدن، زیرا در این گلزار دیگر نه گلی دارم و نه نرگسی با چهرهای شاداب و چشمی خیس.
سهر قلم ز بیخودی باز نداند از رقمنقطة خالت ار فتد بر ورق مهندسی
هوش مصنوعی: قلم در حالت بیخودیش نمیتواند از حالت نقطه صورت تو بر روی کاغذی که با مهارت طراحی شده، آگاهی پیدا کند.
یافت کمال وصل تو دولت نقد او ببیننقد چنین کم اوفتد خاصه به دست مفلسی
هوش مصنوعی: اگر کسی به کمال وصال و نزدیکی تو دست یابد، به راستی که در این دنیا خوشبختی و سعادتی نصیبش شده است. اما این خوشی و ثروت در دستان کسی که در فقر و تنگدستی به سر میبرد، به ندرت پیدا میشود.