تناجی
صامت بروجردی

شمارهٔ ۱۵

از تیر خطا کردن تو دل گله‌مند استای سخت کمان قیمت یک تیر تو چند است
هر چند بود بخت من غمزده کوتاهالحمد که اقبال تو امروز بلند است
اهل خردم پند دهند از چه نگویندبا خوبش که دیوانه کجا قابل پند است
از محنت بیداری شبها خبرش نیستآن را که سحر تکیه به دیبا و پرند است
(صامت) قدح زهر غم و درد جداییمردانه به سرکش بره دوست که قنداست