تناجی
صامت بروجردی

شمارهٔ ۴۵

خوبان اگر که منع نگاهی به ما کنندما شکر می‌کنیم اگر اکتفا کنند
منت کشیم و ناز کشیم و ستم کشیمحاشا کنند و جور کنند و جفا کنند
سهل است انتظار کشیدم تمام عمرکز صد هزار وعده یکی را وفا کنند
بالله که بهر کشتن ما عین خونبهاستخونی که غمزه‌های تواش زیر پا کنند
مرغی که ریخت بال و پرش در ته نفسکشتن نکوتر است گر او را رها کنند
صد همچو روز حشر به جایی نمی‌رسدطورمار شکوه شب هجران چووا کنند
(صامت) من آن نیم که کشم پاز کوی دوستور فی المثل که بند ز بندم جدا کنند