شمارهٔ ۴۶
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق پرداخته است. شاعر به زیبایی بتان و عشق اشاره میکند و میگوید که در دنیا، عشق و زیبایی موجب شادی و غمخواری میشود. او به دوری و جدایی از معشوق و حساب دو صد ساله هجر اشاره میکند و میگوید که عاشقان نمیتوانند به بهشتی که برای خودشان میسازند، برسند. همچنین از نگرانیاش درباره راحتی در عشق و خطراتی که در پی دارد، میگوید. در نهایت، به این نکته میپردازد که زیبایی و جذابیت معشوق باعث تسخیر دلها میشود.
دمی که باده عشترت بتان به جام کنندبه نزد دردکشان ترک ننک و نام کنند
هوش مصنوعی: در لحظهای که معشوقهات با زیباییاش شراب عشق را در جام میریزد، سراغ دلشکستهها نروید و نامی از آن ببرند.
مدام خنده بدان می کشان زند ساغرکه نان پخته خود را ز گریه خام کنند
هوش مصنوعی: همواره ساغری مینوشد که به او لبخند میزند، تا اینکه نان پختهاش را از غم و اندوه درست کند.
شود چو دست تظلم دراز باز بر اوعبث به حشر شهیدان وی قیام کنند
هوش مصنوعی: وقتی دستی برای دادخواهی بلند میشود، در روز قیامت شهیدان به او پاسخ میدهند و از او حمایت میکنند.
سبک تبسم زیر لب این بتان گه وصلحساب هجر دو صدساله را تمام کنند
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی اشاره دارد به اینکه لبخند نرم و دلنشین این معشوقان میتواند به راحتی زمان طولانی جدایی را پایان دهد و وصل را رقم بزند. یعنی شفقت و محبت آنها میتواند فاصلهها و دردهای جدایی را به فراموشی بسپارد.
مخوان بسوی بهشتم که رهروان رهشبهشت را به خود اول قدم حرام کنند
هوش مصنوعی: به سوی بهشت نروید، چرا که راهیان آن، اولین قدم خود را بر حرام میگذارند و بهشت را برای خود میبندند.
ز راحتی که به دام تو هست میترسمکه مرغهای دگر آرزوی دام کنند
هوش مصنوعی: از آرامش و راحتیای که در کنار تو دارم، نگرانم که دیگران هم بخواهند به دامت بیفتند و از آن خوشی بهرهمند شوند.
ز وصل حور فراموش کنند اهل جهانبه خاک کوی تو روزی اگر که شام کنند
هوش مصنوعی: اگر روزی به تو برسند و در کوی تو شب را سپری کنند، اهل دنیا از وصال حوریان غافل خواهند شد.
ز خال و زلف اگر دام و دانه نبودچگونه مرغ چو (صامت) به خویش رام کنند
هوش مصنوعی: اگر از زیبایی و جذابیت چهره و موی او چیزی وجود نداشت، چگونه میتوانستند مرغی را که به خودی خود رام نیست، رام کنند؟