شمارهٔ ۵۶
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از بی وفایی محبوبش صحبت میکند و ابراز میکند که هرچند دلش شکسته است، اما از گفتن این حرفها ناراحت نیست. او به زخم دلش اشاره میکند و میگوید که باید از عشق دیوانه شود، وگرنه به ادبش افتخار خواهد کرد. شاعر در ایام تنهایی حاضر نیست ذلت دشمن را بپذیرد و دلیل خوشحالیاش را نسبت به محبوبش بیان میکند، حتی اگر زندگیاش به مانند حبابی در آب باشد. او با تشبیه خود به دیگی که از خامی به جوش میآید، از مهر خاموشی نسبت به محبوبش یاد میکند.
اگر از بیوفاییهای تو حرفی به لب دارممشو آزرده دل جانا که هذیا نست تب دارم
هوش مصنوعی: اگر از بیوفاییهایت صحبت کنم، ناراحت نشو عزیزم، چون این حرفها ناشی از حال و روز ناخوش من است.
دو زخمم از دو ابر بهر کشتن و عده فرمودیبه دوی حقی که من ای کجحساب از تو طلب دارم
هوش مصنوعی: دو زخم از دو ابر به من رسیده که هر یک به نوعی نشان از درد و رنج دارند. تو که در پی انتقام هستی، به من وعده دادهای که به حق و انصاف عمل کنی، اما من که در درک تو اشتباه کردهام، از تو چیزی میطلبم.
مرا دیوانگی اندر محبت لازم است ورنهبه هنگام ضرورت فخر از حسن ادب دارم
هوش مصنوعی: برای من دیوانگی در عشق ضروری است، زیرا در مواقع لازم میتوانم به زیبایی و آداب خود افتخار کنم.
در ایام فراغت هم نخواهم ذلت دشمنکه چشم طول عمر اندر شب هجران ز شب دارم
هوش مصنوعی: در زمانهای آرامش و راحتی هم حاضر نیستم به خواری دشمنی تن دهم، چرا که در دوران جدایی از محبوب، آرزوی زندگی طولانی را فقط در شب احساس میکنم.
بکم عمری شدم قانع به مانند حباب امامبود خوشحالیم از اینکهاز دریا نسب دارم
هوش مصنوعی: من به سادگی زندگیام را گذراندهام و مانند حبابی هستم که به وجود آمدنش خوشحالم، چرا که از دریا نشأت گرفتهام.
من آن دیگم که از خامی بجوشم دائماً (صامت)ولی از مهر جانان مهر خاموشی به لب دارم
هوش مصنوعی: من مانند دیگی هستم که به طور مداوم از خامی میجوشم، اما از عشق محبوبم همیشه سکوت و آرامش در دل دارم.