شمارهٔ ۵۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات و تجربیاتش در مورد عشق و فراق میپردازد. او با وجود مشکلات و غمهایی که دارد، به خاطر یاد معشوقش، خود را خوشبخت میداند. اگرچه دلش پر از درد و غم است، اما شکرگزار است که زندگی همچنان با اوست. شاعر به بینیازی و قناعت اشاره میکند و میگوید که از مال و ثروت بیزار است و در واقع به عشق و محبت ارج مینهد. او همچنین به زخمهای ناشی از عشق اشاره میکند و میگوید که تنها مرحم دردهایش یاد معشوقش است. به طور کلی، شعر غم و شکر را در کنار هم به تصویر میکشد و نشان میدهد که عشق میتواند در سختیها نیز دل را امید ببخشد.
تا سرو کار بدان طره پر خم دارماز پریشانی ایام چرا غم دارم
هوش مصنوعی: تا زمانی که به موهای بلند و نرم او توجه دارم، از بینظمی و دشواریهای روزگار چرا باید غمگین باشم؟
شب هجران و تب فرقت و گلهای فراقشکر صد شکر که هر عیش فراهم دارم
هوش مصنوعی: در شبهای دوری و احساس درد ناشی از جدایی، با وجود تمام غمها و سختیها، شکرگزارم که همه خوشیها و لذتها برای من مهیا است.
لخت دل خون جگر قسمت امروز منستروز نا آمده را بهر چه ماتم دارم
هوش مصنوعی: امروز دلم پر از درد و غم است و نمیدانم چرا باید برای روزی که هنوز نیامده، اینقدر نگران باشم.
بینیاز است چنان دیدهام از دولت فقرکه جهان را به یکی مور مسلم دارم
هوش مصنوعی: من دیدهام که کسی به wealth و ثروت نیازی ندارد، به حدی که میتوانم کل جهان را به یک مور کوچک قناعت دهم.
من که هرگز ندهم ملک قناعت از دستاز غنیمت ز سلیمان چه مگر کم دارم
هوش مصنوعی: من هرگز قناعت و زندگی سادهام را از دست نمیدهم. حتی اگر از ثروت سلیمان هم بهرهمند شوم، باز هم به آن نیاز ندارم و چیزی نمیخواهم که کم داشته باشم.
چشم امید من از خواجه خویش است ارنهعار در بندگی از سلطنت جم دارم
هوش مصنوعی: چشم امید من به مولای خودم است، وگرنه در خدمتگذاري به او، عیبی نمیبینم که بخواهم از سلطنت جم احساس خجالت کنم.
زخمی غمزه خونریز نگارم (صامت)به جز او کی ز کسی دیده مرهم دارم
هوش مصنوعی: درد و جراحتی که از نگاه زیبای محبوبم به من میرسد، باعث میشود که هیچکس دیگری را نداشته باشم که بتواند به من تسلی و آرامش دهد.