شمارهٔ ۵۰ - و له فی المرثیه
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به حسرت و اندوهی عمیق از واقعه عاشورا و شهادت امام حسین (ع) و یارانش میپردازد. او به زیباییهای از دست رفته ایمان و دین در کربلا اشاره میکند و از درد و رنج ناشی از جدایی از دوست و یارانش میگوید. دلشکستگیها، فقدانها و شکستهای اسلام را توصیف میکند و به ویژه از بیکفنی و مظلومیت امام حسین و علیاصغر یاد میکند. در نهایت، شاعر از حال و روز خود و دیگران در این مصیبت بزرگ سخن میگوید و تأکید میکند که چنین فاجعهای بر زندگی مردم تأثیر عمیقی گذاشته است.
نه چنان گشت خزان گلشن ایمان چمنشکه توان یافت نشان از سمن و یاسمنش
هوش مصنوعی: خزان ایمان آنقدر شدید و ویرانکننده است که دیگر نشانی از گلها و گیاهان بعد از آن، مانند سمن و یاسمن، پیدا نمیشود.
تابکی دوست گذاری چقدر خصم نوازبلکه نالم ز تقاضای سپهر و فتنش
هوش مصنوعی: دوست را در چه مقدار میتوانی تحمل کنی، تا جایی که دشمنان هم به تو رحم کنند، اما من همچنان از خواستههای آسمان و مشکلاتش گلایهمندم.
هر زمان پیک غمی میرسد از کرببلاکه رسد بوی ملالی به شام از سخنش
هوش مصنوعی: هر زمانی که پیامآور غمی از کربلا میآید، بوی اندوهی از صحبتهای او به شام میرسد.
پیر کنعان شده دل بس که ز هر سو زده صفسپه ناله به پیرامن بیت الحزنش
هوش مصنوعی: دل شکسته و رنجور شده است چون از هر طرف صدای ناله به گوش میرسد و به دور خانه غمانگیزش فضای سرد و ناامیدی حاکم است.
محشر آن روز بپا گشت که از ملک حجازپسر فاطمه در کرب و بلا شد وطنش
هوش مصنوعی: در آن روز قیامت، همه چیز به هم میریزد و آنجا که پسر فاطمه در کربلا به شهادت میرسد، سرزمین او در حجاز میشود.
خون کنم گریه ز ناکامی نودامادشیا بسوزم ز غم اکبر گل پیرهنش؟
هوش مصنوعی: من باید از ناکامی عروسی نوداماد گریه کنم یا اینکه از غم اکبر که به خاطر پیراهنش آتش بزنم؟
خاک شد بر اسلام چو بر خاک افتادقد عباس غضنفر فر لشگر شکنش
هوش مصنوعی: عباس، با قامت بلند و نیرومندش، زمانی که به زمین افتاد، موجب تضعیف و سقوط اسلام شد.
بیزبان بود علی اصغر و از تیر قضابنهاد از پر پیکان سخن اندر دهنش
هوش مصنوعی: علی اصغر در حالی که زبان نداشت، اما از سر نوشت و تقدیر تیر قضا، کلماتی را در دهانش قرار داد.
چو خدنگی ز کماندر قضا خورد چنینکه سلامت سر موئی ننهاد از بدنش
هوش مصنوعی: مانند خطی که از کمان رها میشود، سرنوشت او به این شکل افتاد که حتی یک مو از بدنش آسیبی ندید.
آن که بد زینت آغوش نبی پیکر اوماند آخر به سر خاک تن بیکفنش
هوش مصنوعی: کسی که زیبایی و جاودانگی آغوش پیامبر را نداشت، در نهایت بیکفن و عریان به خاک سپرده خواهد شد.
ای که گفتی ننهادند کفن بر تن اومگر از ضرب سم اسب به جا بود تنش
هوش مصنوعی: ای کسی که گفتی او را کفن نکردند جز اینکه به خاطر زخمهای ناشی از پاهای اسب، بدنش نمایان مانده است.
بعد تاراج از آن شاه سلیمان دربانماند یک خاتمی آن هم به کف اهرمنش
هوش مصنوعی: در پی آسیبها و خرابکاریهای ناشی از سلطنت سلیمان، تنها یک حلقه یا نشانه باقی مانده که در دستان نیروی شر قرار دارد.
(صامت) از زندگی خود به جهان دارد ننگبس که عرصه به جان تنگ ز درد و محنش
هوش مصنوعی: صامت از شرایط سخت زندگی خود به جهان احساس شرمندگی میکند، زیرا دنیای اطرافش با درد و مشقتش تنگ و محدود شده است.