شمارهٔ ۶۴ - و برای او فی المرثیه
هوش مصنوعی: این شعر درباره درد و رنج زینب، خواهر امام حسین (ع)، پس از وقایع عاشورا و کربلا است. شاعر به توصیف ظلم و ستمی که بر عترت پیامبر و خصوصاً بر خانواده امام حسین روا شده، میپردازد. او از خرابیهای که به دست دشمنان به بار آمده و همچنین از داغ جانسوز فقدان حسین و شهادت او سخن میگوید. زینب به عنوان یک شخصیت پر از غم و اندوه، به فداکاریهای برادرش و رنجهایی که در پی آن متحمل شدهاند، اشاره میکند. در نهایت، شاعر به استغاثه زینب و آرزوی سکون برای او و دیگر یاران او پرداخته و از سختیهای که در آن روزها به وجود آمده یاد میکند.
فلک امان ز تو و بیحساب کردن توستم به عترت ختمی مآب کردن تو
هوش مصنوعی: آسمان از ظلم تو به تنگ آمده و بیمحابا اقدام میکنی، این کار تو به خاندان پیامبر ظلم میکند.
از آن عمارت و آبادیات به کشور شاموز آن مدینه و بطحا خرابکردن تو
هوش مصنوعی: از آن ساختمان و سرزمین تو در کشور شام و از آن شهر و دشت، تو را خراب کردند.
کجا روم؟ ببرم در جهان بنزد کهدادز ظلم بر پسر بوتراب کردن تو
هوش مصنوعی: کجا بروم؟ به کجا بروم که در این دنیا از ظلمهایی که به فرزند بوتراب میشود، شکایت کنم.
به قتلگه سر نعش حسین زینب گفتفدای جانب میدان شتاب کردن تو
هوش مصنوعی: زینب در کنار بدن حسین به او میگوید که جانش را فدای شتاب و شجاعت او در میدان نبرد میکند.
نمود خواهرت اسب شهادتت رازینفدای حالت پا در رکاب کردن تو
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به تقدس و افتخار وجود خواهرش اشاره دارد که به مانند اسب آمادهای برای شهادت است. او از خواهرش میخواهد که برای او و در راه او فداکاری کند و با تمام قدرت و تلاش در کنار او بماند. این بیت به نوعی نشاندهنده ارادت و محبت عمیق میان افراد و انگیزهای برای ایستادگی در برابر چالشها است.
دل شکسته زینب همیشه باید سوختبه استغاثه ز قلب کباب کردن تو
هوش مصنوعی: زینب همیشه باید با دل شکسته و محنتزده زندگی کند و به خاطر درد و رنجی که به خاطر تو دارد، به درگاه خداوند پناه ببرد.
فدای گردن کج ماندن و تن تنهابه اهل کوفه سئوال و جواب کردن تو
هوش مصنوعی: من به خاطر تو، که به خاطر کج بودن گردنت و تنهاییات، به اهل کوفه سوال و جواب میکنی، فدای تو میشوم.
به حیرتم که چرا زنده ماندم و دیدمبه زیر خنجر شمر اضطراب کردن تو
هوش مصنوعی: به تعجبم که چرا زنده ماندم و شاهد بودم که تو در زیر خنجر شمر دچار اضطراب شدهای.
قسم به جان تو کز خاطرم نخواهد رفتز شمر خواهش یک قطره آب کردن تو
هوش مصنوعی: به جان تو قسم که یاد تو از ذهنم نمیرود، به خاطر شمر، آرزو داشتم که فقط یک قطره آب از تو بگیرم.
برادرا شب دامادی علی اکبرفدای شادی و از خون خضاب کردن تو
هوش مصنوعی: در شب عروسی علی اکبر، برادری خود را قربانی شادی او میکنم و برای تو خون خود را میریزم.
بزیر تیغ فدای نظاره حسرتبه سوی خواهر بیصبر و تابکردن تو
هوش مصنوعی: با دل شیدا و بیتابی به سوی خواهرم میروم، در حالی که حسرت دیدن او مرا زودتر از موعد فرامیخواند.
فدای پیکر در آفتاب مانده تودگر بخواب به قربان خواب کردن تو
هوش مصنوعی: به خاطر اندامت که زیر نور آفتاب مانده، جانم را فدای تو میکنم. حالا دیگر استراحت کن که خواب تو ارزش قربانی شدن دارد.
به ماتم شه لب تشنه گریه کن (صامت)که بلکه شرم کنند از عذاب کردن تو
هوش مصنوعی: به یاد کسی که فوت شده با دل شکسته و اشکهای پر از غم دعا کن که شاید دیگران از آزار دادن تو احساس شرم کنند.