شمارهٔ ۶۹ - زبان حال امام(ع)
هوش مصنوعی: این شعر نالهای است از یک برادر داغدار که از بیکسی و غربت خود سخن میگوید. او به فقدان برادرش عباس اشاره میکند و میگوید که در چنین دشت بیاب و علفی، او بییار و یاوری تنها مانده است. شاعر از این مینالد که در میان دشمنان و در شرایط سخت، کسی جز برادرش نمیتواند به او کمک کند و حسرت میخورد که برادرش برای آوردن آب رفته و حالا هیچ یاری در کنار او نیست. او همچنین به اهمیت وفاداری و مرکزیت برادر در زندگیاش اشاره میکند و از خداوند میخواهد که او را از این عزلت نجات دهد. در پایان، غم و اندوه او از دوری و فقدان برادرش به وضوح حس میشود.
یا رب چون من به غربت کسی مبتلا نباشددر پیش چشم دشمن بیاقربا نباشد
هوش مصنوعی: خداوندا، چرا من در تنهایی و غربت اینگونه رنج میبرم؟ آیا در برابر دشمنان هیچ کسی از نزدیکان من حضور ندارد تا از من حمایت کند؟
عباس من کجایی ای مهربان برادرجای تو اندرین دشت پیاد چرا نباشد؟
هوش مصنوعی: برادر عزیزم عباس، کجایی؟ چرا در این میدان بیتو جایی نیست؟
ای مونس غریبان سقای غم نصیبانجز تو مرا معینی در کربلا نباشد
هوش مصنوعی: ای دوست و همدم غمخوار، تنها تو میتوانی در این روزهای سخت و دشوار در کنارم باشی. در کربلا، جز تو کسی نیست که به من کمک کند و یاریم دهد.
در دست قوم کافر تنهایم ای برادریک دست را به پیکر هرگز صدا نباشد
هوش مصنوعی: در میان مردم کافر و بیباور تنها و بیکس هستم، ای برادر، زیرا یک دست نمیتواند صدایی به وجود آورد یا بر کسی تأثیر بگذارد.
برادر نزد دشمن دست بیاری منجانا برو که از تن دستت جدا نباشد
هوش مصنوعی: ای برادر، نزد دشمن به من کمک نکن، زیرا که از جسم تو جدا نخواهد بود. برو، بهتر است دور شوی.
رفتی تو از پی آب آب ای مه جهانتابگشته به دهر نایاب یا بهر ما نباشد؟
هوش مصنوعی: تو به دنبال آب رفتی، ای ماه تابان جهان! اکنون در این دنیا نایاب شدهای و آیا برای ما دیگر وجود نخواهی داشت؟
باید که دست خود را دیگر ز جان بشویدشاهی که لشگرش را صاحب لوا نباشد
هوش مصنوعی: باید کسی که فرمانروایی میکند، اگر نتواند بر لشگرش کنترل داشته باشد، از قدرت و مسئولیت خود کنار برود.
در وقت بینوایی بییار و آشناییاز همرهان جدایی هرگز روا نباشد
هوش مصنوعی: در زمانهایی که انسان احساس تنهایی و بیکسی میکند و دور از یار و آشناست، جدا شدن از دوستان و همرزمان هرگز قابل قبول نیست.
ای صفدر وفادار در این دیار خونخواردوری ز آل اطهار رسم وفا نباشد
هوش مصنوعی: ای صفدر وفادار، در این سرزمین خونی و خطرناک، دوری از خاندان پاک و مطهر اهل بیت نشانه وفا نیست.
هر کس جدا نموده دست برادر منیا رب ز قهر ذوالمن هرگز رها نباشد
هوش مصنوعی: هر کسی که از برادر من دست بردارد، ای پروردگار، نکند که از خشم تو هرگز رهایی یابد.
باد صبا علی را رو در نجف خبر کنگویا ز ما خبر دار شیر خدا نباشد
هوش مصنوعی: باد صبا، تو ای فرستنده خوش خبر، به علی در نجف بگو که گویا از حال ما آگاه نیست. شیر خدا (علی) در اینجا به دور از ماست و خبر ما به او نرسیده.
ای شهسوار بطحا از بهر آل طاهافریادرس در این دشت غیر از خدا نباشد
هوش مصنوعی: ای جوانمرد عالیقدر از سرزمین بطحا، برای خاندان طاها، غیر از خدا در این دشت کسی نمیتواند یاریدهنده باشد.
(صامت) که روزگارش کرده به غم دچارشدر روزگار کارش غیر از عزا نباشد
هوش مصنوعی: انسانی که روزگار به او غم و اندوه داده است، در دوران زندگیاش جز عزاداری و غم، چیزی برای او باقی نمانده است.