شمارهٔ ۱۶ - و برای او همچنین
هوش مصنوعی: این شعر به ابعاد غم و سختی زندگی انسانها اشاره دارد. شاعر از روزی که وارد دنیای علم و دانش شده صحبت میکند و میگوید که ما امید بر ذخیره علم گذاشتیم، اما در عوض با مشقتها و دردها روبهرو شدیم. او به جدایی از لذتهای دنیوی و غفلت از مرگ اشاره میکند و میگوید که زمان با کسی وفا نمیکند. در حالی که تلاش کردیم تا درختان امید را در این دنیا بکاریم، تنها ثمرهای جز اندوه و غم برداشت نکردیم. در نهایت، شاعر به چالشهای زندگی و بیثباتی آن اشاره میکند و نتیجه میگیرد که عمر آدمی در غم و درد گذرانده شده و عیش و خوشی واقعی از آنها دور است.
روزی که پا به علم پر از غم گذاشتیمامید بر ذخیره در هم گماشتیم
هوش مصنوعی: روزی که وارد دنیای علم و دانش شدیم، امیدوار بودیم که از آن ذخایر و منابع ارزشمند بهرهمند شویم.
آخر هر آنچه گشت فراهم گذاشتیمرفتیم و هر چه بود به عالم گذاشتیم
هوش مصنوعی: در نهایت، هر آنچه که جمعآوری کردیم، رها کردیم و هر آنچه که داشتیم را به دنیا واگذار کردیم.
دنیا و محنتش همه با هم گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما تمام مشکلات و سختیهای دنیا را کنار هم تجربه کردیم.
هرگز نداشتیم ز رفتن به خود گمانبردیم رنجها ز پی گنج شایگان
هوش مصنوعی: ما هیچگاه فکر نمیکردیم که رفتن و جدایی به خود ما مربوط باشد. بر این باور بودیم که رنجها تنها به خاطر دستیابی به گنجهای باارزش است.
و آنگه تمام را بنهادیم رایگانقطع نظر ز حاصل ده روزه جهان
هوش مصنوعی: سپس تمامی چیزها را بدون هیچ چشمداشتی و به رایگان ارائه دادیم، بیتوجه به دستاوردهای ده روزه این دنیا.
این منزل خراب مسلم گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما این خانه خراب را به یاد مسلم رها کردهایم.
شد صرف در هوا و هوس روزگار ماغافل ز پیک مرگ که میآید از قفا
هوش مصنوعی: زندگی ما صرف خوش گذرانی و شهوات شده است و ما غافل از این هستیم که پیام مرگ به سرعت از پشت سر میآید.
ناگه برید دست ز دامان مدعاچرخ زمانه چون نکند با کسی وفا
هوش مصنوعی: ناگهان از رسیدن به هدف و آرزوها دست بردار، زیرا این جهان به هیچکس وفا نمیکند.
دست از شمار این درم کم گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما از شمارش این پولها دست کشیدیم.
کشتیم هر چه تخم در این دشت هولناکآخر ثمر نداشت به جز میوهٔ هلاک
هوش مصنوعی: در این دشت وحشتناک، هر چه کاشتیم، نتیجهای جز شکست و نابودی نداشت.
رفتیم با دلی ز غم دهر چاک چاکدر غم سفید کرده کشیدیم زیر خاک
هوش مصنوعی: ما با دلی پر از غم و درد به سفر رفتیم و در این حال، غمهای خود را در دل دفن کردیم.
موی سیاه را که به ماتم گذاشتیم
هوش مصنوعی: موی سیاه را که به خاطر غم و اندوه پریشان کردهایم.
نشگفت خاطر از هوس بوستان و باغما را ز کیف جام جهان تر نشد دماغ
هوش مصنوعی: دل ما از حسرت باغ و بوستان شگفتزده است، اما با نوشیدن جام جهان، از این آرزو و longing کم نمیشود.
گفتی که باد بود اجل و عمر ما چراغما مرد دل شکسته و چندین هزار داغ
هوش مصنوعی: شما گفتید که مرگ و اتمام عمر ما مانند بادی است که میگذرد و روشنایی ما مثل یک شمعی است که خاموش میشود. دل ما پر از غم و اندوههای بسیار است.
جام صفا در انجمن جم گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما در مجلس نوشیدنی خوشگوار، جامی پر از شراب قرار دادیم.
اندام ما ندیده به خود برگ خرمینشنیده زخم سینه و در بوی مرهمی
هوش مصنوعی: بدن ما به حالتی از سرخوشی و شادابی است که هرگز به خود زخم نمیزند، از حالتی که در سینهام احساس میکنم، خبری ندارد و بویی از درمان نمیشنود.
(صامت) چون این بود ثمر عمر آدمیبردیم چون فغانی از این انجمن غمی
هوش مصنوعی: زندگی انسان به همین صورت میگذرد و ما نیز حاصل این عمر را با صدای نالهای از این جمع به یادگار بردیم.
عیش جهان به مردم بیغم گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما لذت زندگی را به افرادی که نگران و بیغمی هستند، سپردیم.