شمارهٔ ۴ - و برای او فی النصیحه
هوش مصنوعی: در این متن شاعر به اهمیت بیداری و توجه به واقعیات زندگی اشاره دارد. او از شخص غافل میخواهد که از خواب غفلت بیدار شود و به جای غرق شدن در امیال دنیوی، به جستجوی حقیقت و خویشتن بپردازد. شاعر به انسان توصیه میکند که از کبر و غرور دوری کند و خود را از دنیا و متعلقات آن بیگانه سازد.
او به گنج واقعی وجود انسان اشاره میکند که باید در درون خود جستجو کند و به عدم وفای دنیا و انسانها اشاره میکند. همچنین، او به خطرات نفس اماره هشدار میدهد و اهمیت توبه و نیکی را یادآوری میکند.
شاعر در نهایت به سرنوشت انسانها و ناامیدی از دنیا اشاره میکند و دعوت به انجام اعمال نیکو میکند، بهگونهای که در روز قیامت از خود راضی و در حضور خداوند با سر افراز باشند. او میگوید که غفلت از حقیقت زندگی، انسان را به ورطه انزوا و عذاب میکشاند.
گوش کن ای مست غفلت تا که هشیارت کنمتا به کی در خواب خواهی ماند بیدارت کنم
هوش مصنوعی: به هوش باش ای کسی که در غفلت به سر میبری، من میخواهم تو را بیدار کنم. چقدر میخواهی در خواب بمانی؟ من به دنبال این هستم که تو را آگاه کنم.
شربتی از داروی اسرار در کارت کنمتا علاج خستگی از طبع بیمارت کنم
هوش مصنوعی: به تو دارویی میدهم که رازهای پنهان را در خود دارد تا بتوانم خستگی و ناتوانی تو را درمان کنم.
پیشتر از آنکه صید چنگل دوران شویهمرهِ ضحاکِ نَفْس اندر چَهِ زندان شوی
هوش مصنوعی: قبل از این که به دام زمان بیفتی و گرفتار خواهی شد، همراز و همداستان نفست در چنگال اسارت خواهی بود.
اولا کبر و تکبر را ز دامن پاک کنپس به فرق شهوت و عجب و تمنا خاک کن
هوش مصنوعی: نخست مغروری و خودپسندی را از خود دور کن؛ سپس آرزوها و خواهشهای نفسانیات را به فراموشی بسپار.
جامه منت به تیغ بینیازی چاک کنروح قدسی شو چو عیسی جای در افلاک کن
هوش مصنوعی: لباس فقر و نیاز را پاره کن و به مقام بلند روحی مانند عیسی برس و از عالم مادی جدا شو.
پیش از آن کاندر سرِ دارِ ملامت جا کنیطعنه مخلوق را بر گوش جان اصغا کنی
هوش مصنوعی: قبل از اینکه در معرض ملامت و سرزنش قرار بگیری، باید به خوبی به حرفهای دیگران گوش فرا دهی و آنها را جدی بگیری.
ای برادر از جهان و اهل او بیگانه باشگنج هستی را اگر خواهی برو دیوانه باش
هوش مصنوعی: ای برادر، از دنیا و کسانی که در آن هستند فاصله بگیر. اگر حقیقت گنج واقعی زندگی را میخواهی، باید به طور کامل و با شجاعت به دنبال آن بروی.
شمع وحدت را چه میجویی برو پروانه باشنی که بر هر طَرْفِ دامن چنگزن چون شانه باش
هوش مصنوعی: به دنبال روشنایی وحدت نباش، بلکه به جای آن تلاش کن که مانند پروانهای مشتاق و شیفته باشی. هرجا که بروی، مانند چنگی روی دامن، به زیبایی و عشق بچسب و ما را متصل کن.
زانکه اندر مردم دنیا وفایی نیست نیستآشنایی را رها کن آشنایی نیست نیست
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه در میان مردم دنیا وفای واقعی وجود ندارد، ارتباط و آشنایی با دیگران را کنار بگذار زیرا در اینجا آشنایی حقیقی معنی ندارد.
گوهر مقصود از دریا بجو نز پارگیناغنیا را بین چو قارون غرق در زیر زمین
گوهر مقصود را در دریا جست و جو کن نه در گنداب
چوب از تقوی و انبان از توکل برگزیننی به مانند گدایان بر در درها نشین
هوش مصنوعی: به جای اینکه مانند گداها در جلوی در خانهها بنشینی و از دیگران کمک بخواهی، با ایمان و اعتماد به خداوند، راهی را انتخاب کن که با تقوا و اتکای به نفس باشد.
جان من هر کس که گول نفس شیطان خورد خوردهر که هم گوی سعادت را ز میدان برد برد
هوش مصنوعی: ای دل، هر کسی که به فریب نفس شیطانی گرفتار شود، جانش را از دست میدهد. و هر کس که در میدان زندگی، موفق به برداشتن گوی سعادت نشود، بازنده خواهد بود.
راحت ار خواهی قرین صحبت نادان مشوعزت ار جویی رهین منت دونان مشو
هوش مصنوعی: اگر میخواهی آرامش داشته باشی، با افراد نادان رفت و آمد نکن. و اگر به دنبال احترام هستی، در دام افراد پست نیفت.
رحمت ار خواهی دخیل کثرت عصیان مشوزین سه فعل اول حذر کن عاقبت گریان مشو
هوش مصنوعی: اگر به دنبال رحمت هستی، از گناهان و معصیتها دوری کن و از سه کار بد بپرهیز. در انتها، به جزای کارهای بد خود غم و اندوه نداشته باش.
چون نمیترسی ز خود بین نی ز کس تقصیر راچارهٔ خود کن رها کن دامن تقدیر را
هوش مصنوعی: اگر از خودت و دیگران نمیترسی، پس به فکر حل مشکلات خودت باش و از سرنوشت خودت دست بردار.
پیشتر از ما هم آخر روزگاری بوده استسال و ماه و هفته و لیل و نهاری بوده است
هوش مصنوعی: قبل از ما نیز زمانهایی وجود داشته که شامل سالها، ماهها، هفتهها و شبها و روزها بوده است.
مفلس و بیقدر و شهریاری بوده استبستر خاکی و تخت زرنگاری بوده است
هوش مصنوعی: فقر و ناتوانی به معنای از دست رفتن اعتبار و قدرت است، و در واقع، او بر روی خاکی خوابیده است، در حالی که تخت سلطنتش از طلا بوده است.
ای برادر افسر دارا و جام جم چه شدجیش سلم و تور کو آن بهمن و رستم چه شد
هوش مصنوعی: ای برادر، آن قدرت و ثروت را که داشتی و همچنین آن جام جم که نماد دانش و حکمت است، چه شد؟ و آن قهرمانان بزرگی مانند سلم و تور و همچنین بهمن و رستم، کجا هستند؟
زیر این کاس مقرنس هیچ دل خرم نشدهیچ وقت این خاک سیر از زاده آدم نشد
هوش مصنوعی: هیچ دلی در زیر این کاسهی مقرنس خوشحال نشده است و این خاک هیچگاه از نسل آدمیان سیراب نشده است.
هیچ کس را عاقبت جا جز به خاک غم نشدذرهای از نور ماه و پرتو خور کم نشد
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانسته است از سرنوشت حتمی مرگ فرار کند و همه در نهایت به خاک سپرده میشوند، اما نور ماه و تابش خورشید همواره ادامه دارد و هیچگاه کم نمیشود.
آنکه گردد مبتلای دوزخ حرمان توییبینصیب از هر دو عالم صاحب خسران تویی
هوش مصنوعی: کسی که به عذاب دوزخ گرفتار شود، در واقع تو هستی که از هر دو دنیا بیبهرهای و در حقیقت زیانکار هستی.
تا کی از نقد غنیمت سرفرازی میکنیفخر بر خلق جهان از بینیازی میکنی
هوش مصنوعی: تا کی از امتیازاتی که داری به خود میبالیدی و دیگران را به خودت وابسته میکنی؟ این طور نیست که از استقلال و بینیازیات به دیگران افتخار کنی.
بر گدایانِ درِ خود ترکتازی میکنیخاک عالم بر سر تو خاکبازی میکنی
هوش مصنوعی: تو به گداها و نیازمندان در درگاه خود بیاعتنایی میکنی و به بازی با خاک و دنیا مشغول هستی.
این همه عمر طویلت را هلاکی بیش نیستاین همه سیم وزرت را مشت خاکی بیش نیست
هوش مصنوعی: تمام عمر طولانی تو بیشتر از آن چیزی نیست که به هلاکت میانجامد و تمام ثروت و زروقت هم در نهایت فقط به یک مشت خاک تبدیل میشود.
گر به حکمت ور به عرفان میشدی تدبیر مرگکی شدی فرفوریوس آونگ در زنجیر مرگ
هوش مصنوعی: اگر به دانش و معرفت میرسیدی، هرگز از مرگ نمیترسیدی؛ چرا که مانند فرفوریوس، که با زنجیر مرگ در حال نوسان است، نمیتوانی به بند مرگ گرفتار شوی.
یا ز سقراط و فلاطون میشدی تاخیر مرگتا ابد لقمان نبودی طعمه شمشیر مرگ
هوش مصنوعی: اگر مثل سقراط یا افلاطون بودی، مرگ برایت به تأخیر میافتاد و مانند لقمان به راحتی در دام مرگ نمیافتادی.
ای برادر درد روز مرگ را نَبْوَد علاجشربت و پاشویه و منضج ندارد احتیاج
هوش مصنوعی: برادر، در روز مرگ هیچ دارویی نمیتواند درد آن را درمان کند و نه نیازی به شربت و داروهای عمومی است.
پس بیا و تخم نیکی در درون دل بکارآنچنان تخمی که گردد سبز در فصل بهار
هوش مصنوعی: بیا و در دل خود بذری از نیکی بکار، بذری که در فصل بهار رشد کند و سبز شود.
جیفه دنیا همان با اهل دنیا واگذاردولت جاوید و فصل سرمدی کن اختیار
هوش مصنوعی: دنیا و زیباییهای آن را به اهل آن بسپار، زیرا که زندگی ابدی و خوشبختی واقعی را خودت انتخاب کن.
سر بر آر از بستر غفلت که کار از دست رفتوقت را فرصت شمر هان روزگار از دست رفت
هوش مصنوعی: از خواب غفلت بیدار شو، چون زمان به سرعت میگذرد و ممکن است فرصتها را از دست بدهی. بدان که دوران زندگی از دست رفته است.
تخم نیکی چیست اول بیسر و سامان شدندوم از رخت فضیحت پا و سر عریان شدن
هوش مصنوعی: تخم نیکی ابتدا باعث ایجاد بینظمی و آشفتگی میشود و سپس میتواند موجب افتضاح و رسوایی در زندگی شخصی فرد گردد.
سوم از آزار مردم ایمن و ترسان شدنچارم از خوف عمل هر نیمشب گریان شدن
هوش مصنوعی: سوم به معنای نجات از آزار مردم و حس آرامش و امنیت است، و چهارم ترس از اعمال خود که باعث میشود هر شب نیمهشب به گریه بیفتیم.
چار رکن دین خود زین چار بند آباد کنخویش را از طاعت حرص و هوی آزاد کن
هوش مصنوعی: چهار رکن دین خود را بر پایه چهار چیز استوار کن و خود را از بندهای طمع و هوس رهایی بخش.
این شنیدهستم که روز حشر با آن التهابشخص عاصی در حضور آید چو از بهر حساب
هوش مصنوعی: شنیدهام که در روز قیامت، شخص گناهکار با حالتی آشفته و نگران به محضر حق میآید تا به حساب اعمالش رسیدگی شود.
نامه اعمال خود بیند چو خالی از ثوابلال گردد در حضور کردگار اندر جواب
هوش مصنوعی: انسان وقتی نامه اعمالش را میبیند که خالی از ثواب است، در برابر خداوند دچار سکوت و حیرت میشود و نمیداند چگونه پاسخ دهد.
اشک خجلت را روان از دیده بر دامان کندپشت بر فردوس اعلی روی در نیران کند
هوش مصنوعی: اشکهای شرم، با لرزش از چشمان میریزد و بر دامن میریزد، پشت به بهشت برین میکند و روی به دنیای فانی مینهد.
آن زمان آید ندا از مصدر عز و جلالمیروی اندر کجا ای بنده با رنج و ملال
هوش مصنوعی: در آن زمان ندا به تو خواهد رسید از مقام عظمت و grandeur. تو ای بنده، به کجا میروی در حالی که با رنج و اندوه سر میکشی؟
عرض میخواهد کرد عاصی در حضور لایزالچون مرا در حضرت تو نیست تاب انفعال
هوش مصنوعی: عاصی (انسان خطاکار) میخواهد در حضور خداوند بزرگ خود را معرفی کند و میفهمد که در برابر عظمت و قدرت او، تاب و توانی برای ناتوانی و سکوت ندارد.
عاصیم لایق به آتش سوی نیران میرومنی بجز از انفعال جرم و عصبان میروم
هوش مصنوعی: من با نافرمانی و گناه، شایسته آتش عذاب هستم و به سوی آن میروم. هیچ چیز جز تأثیر منفی که از گناهانم حاصل شده، مرا به این سمت نمیکشاند و من در حال عذاب و ناراحتی هستم.
با یک اقرار زبانی از چنان هول شدیدقفل نومیدی او را لطف حق گردد کلید
هوش مصنوعی: با ابراز یک اعتراف، آن ترس و اضطراب بزرگ که او را در چنگال ناامیدی نگه داشته بود، با لطف الهی به راحتی باز میشود و راه را برای امید و نجات باز میکند.
مژده رحمت رساند از خدا بر وی نویدآری آری ناامیدی را بُوَد در وی امید
هوش مصنوعی: خدا به او خبر خوشی از رحمتش داده است. بنابراین، ناامیدی در او جایی ندارد و همیشه باید امیدوار باشد.
ای خوش آن دم (صامتا) کز لطف اخلاق مبینبشنویم آواز «طبتم فادخلوها خالدین»
هوش مصنوعی: در آن لحظهای که با لطف و زیبایی اخلاقی، بشنویم که با صدای دلنشین میگویند: «شما خوش و خرم باشید و به بهشت وارد شوید و در آنجا جاودانه بمانید».