شمارهٔ ۲۰ - و برای او
هوش مصنوعی: این شعر به نکوهش بیتوجهی انسان به سعادت و معنویات میپردازد. شاعر از فرد میخواهد که چرا برای کسب خوشبختی تلاش نمیکند و به غمهای جوانی و پیری توجه ندارد. او اشاره میکند که انسان باید به عواقب اعمال خود فکر کند و از گناهانش پرهیز کند تا برای حساب و کتاب در روز قیامت آماده باشد. شاعر همچنین به تنهایی و عدم خوف از عذاب الهی اشاره کرده و از خواننده میخواهد که به حال خویش بیندیشد و از خواب غفلت بیدار شود. این شعر به طور کلی انتقادی به بیخیالی انسانها نسبت به زندگی و عاقبتشان است.
دلا به کسب سعادت چرا شتاب نداریغم جوانی و پیری به هیچ باب نداری
هوش مصنوعی: ای دل، چرا در جستجوی خوشبختی عجله نمیکنی؟ نگرانی درباره جوانی و پیری هیچ فایدهای ندارد.
چه شد تو را که محبان تمام رفت و تو تنهاخیال رحلت از این منزل خراب نداری
هوش مصنوعی: چه اتفاقی افتاده که تمام دوستان و عاشقان از دور و برت رفتهاند و تو هنوز چنین فکر میکنی که از این مکان خراب و ویران دل نمیکنی؟
متاع عمر عزیز تو صرف شد به بطالتبه روزگار بجز میل خورد و خواب نداری
هوش مصنوعی: عمر با ارزش تو بیهوده صرف شده و تنها در حسرت نوشیدن و خوابیدن گذرانده میشود.
ز ارتکاب معاصی همیشه بیخود و مستیخبر ز دوزخ و هنگامهٔ عذاب نداری
هوش مصنوعی: با ارتکاب گناهان، همیشه در حال بیخبر و سرمستی هستی و هیچگونه آگاهی از عذاب و جهنم نداری.
به خون بیگنهان بیحساب پنجه میالایعجب که واهمه از موقف حساب نداری
هوش مصنوعی: به افرادی که بیگناه هستند، بدون دلیل آسیب نزن و به خاطر اینکه روز حسابرسی وجود دارد، نگران نباشی.
چگونه صبر کنی در جزا به آتش دوزخدر این جهان که دمی تاب آفتاب نداری
هوش مصنوعی: چگونه میتوانی در این دنیا، که حتی یک لحظه تاب آفتاب را هم نداری، انتظار عذاب آتش دوزخ را بکشی؟
که داده است تو را در زمانه این همه جرأتکه میکنی گنه و خوف از عقاب نداری
هوش مصنوعی: در زمانهای که هستی، به تو جرأت داده شده است که گناهان را مرتکب شوی و از مجازات آن نترسی.
برای زادره (صامت) ای سرشک شتابیبدا به حال تو ای دیده از چه آب نداری
هوش مصنوعی: ای چشمان نگران، چه بیتابیای داری! حال تو را درک میکنم، ولی چرا از آن اشکها بینصیب هستی؟