شمارهٔ ۵ - در نفرت مجالست غنی با فقیر
هوش مصنوعی: در این شعر، فردی در حضور پیامبر اسلام نشسته است و به عنوان فقیر به او احترام میگذارد. یک شخص ثروتمند از نشستن این فقیر در کنار خود ناراضی است و با کبر و افسری態جس از او فاصله میگیرد. پیامبر به او میگوید که چرا از فقیر میگریزی و آیا از ترس فقر اوست یا به خاطر ثروتش؟ ثروتمند جواب میدهد که این مشکلات برایش نیست، بلکه شیطانی در دلش وجود دارد که او را از نیکی باز میدارد و میترسد که به غرور و خودپسندی گرفتار شود. در نهایت، او از نزد پیامبر میگریزد و نشان میدهد که پول و مال برایش مهم نیست و در پی نیکی و فضیلت است. این شعر به نکوهش تبعیضهای اجتماعی و ارزش واقعی اخلاق و انسانیت میپردازد.
یکی در خدمت ختم النبیین(ص)نشسته بود با صد عز و تمکین
هوش مصنوعی: یکی در حضور پیامبر آخرالزمان (ص) نشسته بود با جلال و عظمت بسیار.
به دوران در شمار اغنیا بودبسی از دست کار خود رضا بود
هوش مصنوعی: در دوران زندگی، افرادی بودند که به خاطر ثروت و داراییهایشان، کارهای خود را راضیکننده میدانستند.
درآمد جامه چرکینی هم از درنشست اندر کنار آن توانگر
هوش مصنوعی: یک جامه کثیف و چروکیده به درون آمد و در کنار آن فرد ثروتمند نشسته است.
توانگر زان فقیر آزرده جان شدبه کبر از پهلویش دامن فشان شد
هوش مصنوعی: ثروتمند از رنج فقیر ناراحت شد و به خاطر خودبرتربینیاش، از کنار او دوری کرد.
شه ختمی مآب از کرده اوگره زدبر جبین و چین بر ابرو
هوش مصنوعی: شاهی با ویژگیهای خاص از کارهایش نشانهای را بر پیشانی و چین ابرو ایجاد کرده است.
بگفت آن از سعادت در جهان فردچرا پهلو تهی کردی از این مرد
هوش مصنوعی: چرا از این مرد دور افتادی و کنار کشیدی، در حالی که او نماد سعادت و خوشبختی در دنیای آینده است؟
مگر ترسیدی از این مرد مهمانکه از فقرش شوی آلوده دامان
هوش مصنوعی: آیا از این مرد مهمان که به خاطر فقرش ممکن است به تو آسیب بزند، نمیترسی؟
و یا چون مال داری بینهایتغنای تو کند بر وی سرایت
هوش مصنوعی: اگر مال و دارایی زیادی داشته باشی، این ثروت باعث میشود که تو در دنیای خودت قدرت و موقعیتی ویژه پیدا کنی.
و یا چرک لباسش بر تو گیردلباست را ز پا تا سر بگیرد
هوش مصنوعی: اگر لباسش کثیف شود، ممکن است لباس تو را هم از سر تا پا آلوده کند.
بگفتا هیچیک زینها نباشدسرم سرگرم این سودا نباشد
هوش مصنوعی: او گفت هیچکدام از این چیزها برای من مهم نیست و من درگیر این موضوع نیستم.
ولی در هر مکان و جاه و منزلمرا گردیده شیطانی موکل
هوش مصنوعی: ولی در هر جا و هر مکانی، یک شیطان به نوعی به من چسبیده و مرا همراهی میکند.
که چون دست تصرف میگشایدبه چشمم زشت را نیکو نماید
هوش مصنوعی: زمانی که قدرت تأثیرگذاری پیدا میکنم، با نگاه خود میتوانم چیزهای ناپسند را زیبا جلوه دهم.
کنون در حضرتت از این خسارتبرای دفع این جرم و جنایت
هوش مصنوعی: اکنون در پیشگاه تو برای جبران این آسیب و ناپسندی.
به عالم هر چه از اموال دارمزر و سیم و لباس و مال دارم
هوش مصنوعی: من در دنیا هر چه دارم، شامل طلا و نقره، لباس و دارایی است.
به نزد حضرتت تقسیم سازمبدین مرد از صفا تقدیم سازم
هوش مصنوعی: من از صفا و محبت خودم را به نزد تو میآورم و این را به آن مرد تقدیم میکنم.
شهی کز «قل کفی» پوشیده تشریفبدان مرد گدا بنمود تکلیف
هوش مصنوعی: سلطانی که در کلامش با «کفی» به معنای کافی اشاره کرده، به آن مرد گدا وظیفهای را نمایان کرد.
چو اصغا این سخن آن بینوا کردبترسید و بلرزید و ابا کرد
هوش مصنوعی: زمانی که آن فرد بیچاره این حرف را شنید، ترسید و لرزید و از آن کناره گرفت.
بگفت ای سرور کونین حاشابه اخذ مال تکلیفم مفرما
هوش مصنوعی: ای آقای جهانی، از من بخواهد که در مورد گرفتن مال و ثروت، تکلیفی نگذار.
من از رفتار او بینی ملولمکجا گفتار او افتد قبولم
هوش مصنوعی: من از رفتار او ناراحتم و نمیتوانم به حرفهایش اعتماد کنم.
از آن ترسم که طوق خودپسندیشود در گردنم تا حشر بندی
هوش مصنوعی: من نگرانم که خودخواهیام به قدری زیاد شود که مانند یک گردنبند به دور گردنم بیفتد و تا روز قیامت با من بماند.
نماید از ره توفیق دورمکند همخوابه با کبر و غرورم
هوش مصنوعی: از مسیر موفقیت فاصله گرفتهام و در آغوش تکبر و خودبزرگبینی قرار گرفتهام.
دلم یا اغنیاء دمساز گردددر دوزخ به رویم باز گردد
هوش مصنوعی: دل من یا همدم ثروتمندان میشود و یا اینکه در عذاب و مصیبت به سر میبرد؛ اگر به دوزخ بروم، به روی من باز میگردد.
به سرعت جست از جا و روان شدبدان مرد غنی دامن فشان شد
هوش مصنوعی: با سرعت حرکت کرد و به سمت آن مرد ثروتمند رفت و در حالی که دامن خود را به اصطلاح تکان میداد، روانه شد.
بلی نفرت در اینجا بیسبب نیستز مردان خدا هرگز عجب نیست
هوش مصنوعی: بدون شک، نفرت در اینجا بیدلیل نیست و نباید از مردان خدا تعجب کرد.
برِ آزاد مرد با تفکرکه سازد آخر خود را تصور
هوش مصنوعی: آزاد مردی که به تفکر میپردازد، در نهایت میتواند تصویری از خود را بسازد.
به چشمش مال و دولت خوشنما نیستدلش مایل بدین رنگ و حنا نیست
هوش مصنوعی: چشم او به زیبایی و ثروت علاقهای ندارد و دلش به این تزیینات و ظاهر فریبنده جذب نمیشود.
کسی کز این حنا بر دست گیردبه زودی رنگ بیرنگی پذیرد
هوش مصنوعی: کسی که این حنا را بر دستانش میزند، به زودی رنگی بدون رنگ پیدا خواهد کرد.
به گردن باز میماند و بالشبجز خسران نمیباشد مآلش
هوش مصنوعی: در شرایطی که انسان خود را در معرض خطراتی قرار دهد، نتیجهاش جز آسیب و زیان نخواهد بود.
مگو (صامت) به نامردی چنین مردکه پهلو از تهیدستان تهی کرد
هوش مصنوعی: هرگز به نامردی کسی اشاره نکن که او از میان بیپولها و تهیدستان، خود را خالی و بینصیب نشان داده است.