شمارهٔ ۲۵ - و برای او
هوش مصنوعی: این شعر به مدح و ستایش امام علی (ع) و وضعیت دردناک اهل بیت او میپردازد. شاعر از غم و اندوه جبریل به خاطر شهادت امام علی سخن میگوید و به توصیف جفاهایی که بر خاندان وی رفته است، میپردازد. او به چگونگی ظلمی که بر حسین (ع) در کربلا روا داشتند اشاره میکند و از مظلومیت او و یتیمانش میگوید. در نهایت، شاعر از خداوند طلب کمک و لطف میکند تا در روز قیامت مورد رحمت قرار گیرد. این متن علاوه بر ستایش علی (ع)، نمایانگر غم و سوگ بر مظلومیت اهل بیت نیز هست.
ای به محرابِ عبادت، کُشته از شمشیرِ کین / یا امیرالمؤمنین!شد سیهپوش از غمِ داغِ تو جبریلِ امین / یا امیرالمؤمنین!
هوش مصنوعی: ای کسی که در محراب عبادت به دست دشمنان جان باختهای، یا امیرالمؤمنین! جبرئیل امین به خاطر اندوه از فقدان تو، سیاهپوش شده است، ای امیرالمؤمنین!
باخبر از تیغِ بنملجم تو بودی برملا / یا علی! آخر چرابازویِ خیبرگشا بیرون نکردی ز آستین؟ / یا امیرالمؤمنین!
هوش مصنوعی: ای علی، تو با خبر بودی که بن ملجم با تیغ خود برای آسیب رساندن به تو آماده است. پس چرا بازوی قوی و قدرت خیبر را از آستین بیرون نکردی و از خود دفاع نکردی؟ ای فرمانده مؤمنان، چرا چنین نکردی؟
تا که ننماید کسی انکار از «شقالقمر» / بعدِ پیغمبر دگرزیرِ تیغِ کافری، گردن نهادی بر زمین / یا امیرالمؤمنین!
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی نتواند به رخداد شکافته شدن ماه پس از پیامبر اعتراض کند، تو، ای امیرالمؤمنین، در زیر فشار کافران سر خود را بر زمین گذاشتی.
بود طوقِ بندگی بر گردنت از دادگر / طوق شمشیر دوسرشد وضویِ طاعتت ای شاه، از خونِ جبین / یا امیرالمؤمنین!
هوش مصنوعی: طوق بندگی بر گردنت از طرف خداوند است و این طوق، همان شمشیر عمر را به همراه دارد. ای شاه، طهارت و پاکی تو از خون جبین تو ناشی میشود، ای امیر مومنان.
تو به راهِ دادگر اندر وفا جان میدهی / جان به جانان میدهیاهلِ دنیا رخنه اندازند در دینِ مبین / یا امیرالمؤمنین!
هوش مصنوعی: تو در مسیر درست و با صداقت برای وفا و محبت جان خود را فدا میکنی و این محبت را به محبوب واقعیات تقدیم میکنی. این در حالی است که افراد دنیا تلاش میکنند در دین روشن و حقیقی تزلزل ایجاد کنند، ای پیشوای مؤمنان.
از جفا یعنی حسینت را به دشتِ کربلا / با تمامِ اقرباسر ز تیغِ کین جدا سازند قومِ مشرکین / یا امیرالمؤمنین!
هوش مصنوعی: از بدی و ظلم دشمنان، حسین را با تمام نزدیکانش در دشت کربلا به دست تیغهایی که از کینه ساخته شدهاند، از هم جدا کنند. ای امیرالمومنین، این درد بزرگ را به یاد میآورم.
هرچه میگفت ای لعینان! سوختم، یک قطره آب / کس نمیدادش جواببا لبِ عطشان جدا شد سر ز جسمش بیمُعین / یا امیرالمؤمنین!
هوش مصنوعی: هر چه آن نفرات بد عنق گفتند، به خاطر سوختن و تشنگی، هیچکس به خاطر یک قطره آب به او پاسخ نداد. او با لبهای تشنه از بدنش جدا شد، بیآنکه کسی به او کمک کند یا او را دریابد.
از دوجا آمد جدا، دست از تنِ فرزندِ تو / یعنی از دلبندِ تواز جفایِ ساربان و بَجدَلِ بیرون ز دین / یا امیرالمؤمنین!
هوش مصنوعی: فرزند تو به علت بیرحمی سروی که او را میراند و همچنین به خاطر درگیری و اختلافی که پیش آمده، از دو طرف دچار آسیب شده و دستش از تنش جدا شده است، ای امیرالمومنین.
با یتیمان دلنوازیها تو میکردی ولی / در زمانه یا علی!شد یتیمانِ حسین، سیلیخورِ شمرِ لعین / یا امیرالمؤمنین!
هوش مصنوعی: تو در گذشته با یتیمان با محبت و مهربانی رفتار میکردی، اما حالا در این زمان سخت، یتیمان حسین با ظلم شمر لعین مواجه شدهاند. ای امیرالمؤمنین، چه بر سر این بچههای یتیم آمده است!
پا ز حکمِ «اَکِرمِ الضیفِ» نبی بیرون نهاد / خولیِ کافر نهادکرد با خاکِ سیه، رأسِ حسینت همنشین / یا امیرالمؤمنین!
هوش مصنوعی: خولی کافر از فرمان «مهمان را احترام کن» نبی خارج شد و با خاک سیاه، سر حسین را به خاک انداخت و این عمل را به انجام رساند، ای امیرالمؤمنین.
شرم دارم از تو در دوران که گویم بینقاب / جانبِ بزمِ شرابشد روانه دخترت با کودکانِ دلغمین / یا امیرالمؤمنین!
هوش مصنوعی: من از تو خجالت میکشم وقتی در این زمان میگویم که در بزم شراب بیپرده هستم و دختر تو همراه با کودکان دلتنگ روانه شده است، ای امیر مؤمنان.
خسروا! «صامت» نواخوان شد به گلزارِ عزا / از غمِ آلِ عبادستگیرم شو ز لطفِ خود به روزِ واپسین / یا امیرالمؤمنین!
هوش مصنوعی: خسرو صامت در میان عزا و غم به نغمهخوانی پرداخت و از درد و رنج آل عبا (خاندان پیامبر) به فریاد آمد. ای امیرالمؤمنین، از لطف و رحمت خود به من کمک کن در روزی که حساب و کتاب انسانها انجام میشود.