شمارهٔ ۷۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر احساسات ناامیدی و سردرگمی خود را ابراز میکند. او از معشوقش میخواهد که چرا با او اینگونه رفتار میکند و او را در شرایط دشواری قرار میدهد. در عین حال، او به وجود لطف و بخشش معشوقش اشاره میکند، اما نمیفهمد چرا همچنان تحت فشار و بار منت دیگران قرار دارد. شاعر همچنین از تضادهای عاطفی خود صحبت میکند و بیان میکند که گاهی شاد و گاهی غمگین است. در کل، شعر نشاندهندهی دردی عمیق و رابطهی پیچیدهاش با معشوق است.
مردم از تیر بلایت امتحانم میکنیهر زمان بر ناوک جوری نشانم میکنی
هوش مصنوعی: مردم، هر بار که من را با تیر محبتت آزمایش میکنی، نشان میدهی که چقدر بر دل من تأثیر گذاشتهای.
من که هرگز مرغ امیدم نزد بال و پریبا چه تقصیری برون از آشیانم میکنی
هوش مصنوعی: من که هیچ وقت امیدم را از دست ندادهام و همیشه در آرزوی موفقیت و پرواز بودهام، نمیدانم با چه دلیلی مرا از جایی که متعلق به من است، میکنی و از آشیانم بیرون میکنی.
چون مرا بر درگه لطف نمودی آشناپس چرا بر این در و آن در روانم میکنی
هوش مصنوعی: وقتی که با لطف و محبت خود به من نزدیک شدی و مرا در آغوش خود گرفتی، پس چرا هنوز مرا به این سو و آن سو میفرستی و آواره میکنی؟
با همه بخشایش و احسان خود جانا چرازیر بار منت خلق جهانم میکنی
هوش مصنوعی: عزیزم، با تمام محبت و لطفی که داری، چرا من را تحت فشار و بار مشکلات زندگی دیگران قرار میدهی؟
از تجلیهای نور طور دورم ساختههمنشین با شعله برق یمانم میکنی
هوش مصنوعی: من از جلوههای نورانی دور هستم و در کنار شعله و برق تو قرار گرفتهام.
گاه گویا گاه (صامت) گاه شیدا گاه رندگه گهی گریان و گاهی شادمانم میکنی
هوش مصنوعی: گاهی با کلامت حرف میزنی، گاهی سکوت میکنی، گاهی دیوانهام میکنی، گاهی هم آزاد و دلشاد میسازیم. گاهی مرا به گریه میاندازی و گاهی خوشحال میکنی.