شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره حال و هوای یک عاشق مست است که در میگونگی و عشق غرق شده است. شاعر توصیف میکند که چگونه از باده دلربا مست شده و عقلش را از دست داده است. در این حالت، با محبوبی ترکچهره مواجه میشود که با عشق و مهربانی به او نزدیک میشود. شاعر از بوسهای که بر لبش میزند و دعوتش به نوشیدن شراب صحبت میکند. در نهایت، او از توبهاش سست میشود و در زیر تأثیر باده و محبت، عشق را میپذیرد و به شادی میرسد.
ترکم زمی مغانه سرمستمیآمد و عقل رفته از دست
هوش مصنوعی: شخصی که در میان زنان مغانه، به خاطر نوشیدن می مست شده بود، از سرزمین خود دور شده و عقلش را نیز از دست داده است.
مخمور ز باده چشم جادوشوریده ز باد زلف چون شست
هوش مصنوعی: مست از شراب و مجذوب زیبایی چشم، دیوانه و آشفته از نسیم پیچش مو.
در باره سوار بود چون دیدرخسار مرا ز زین فروجست
هوش مصنوعی: زمانی که سواری به من نگاه کرد و صورت مرا دید، از اسب خود پایین آمد.
دستم به لب چو لعل بوسیدو اندر قدمم چو خاک شد پست
هوش مصنوعی: دستم را مثل لعل بوسید و در زیر پایم مثل خاک شد.
برداشت ز خاک رخ پس آنگهبنشاند مرا و خویش ننشست
هوش مصنوعی: از خاک صورتش مرا برداشت و سپس مرا نشاند، اما خود او نایستاد.
یک شیشه شراب داشت با خودزان باده که جرعهای کند مست
هوش مصنوعی: او یک بطری شراب همراه خود داشت که با نوشیدن حتی یک قطره از آن مست میشود.
پر کرد و یکی قدح به من دادواخوردم و دل ز غصه وارست
هوش مصنوعی: گذراندن یک لحظه خوش و نوشیدن جامی از شراب باعث شد که از غم و اندوهم آزاد شوم.
چون مست شدم ز باده گفتمای ترک کنون که توبه بشکست،
هوش مصنوعی: وقتی که از نوشیدنی مست شدم، به خودم گفتم ای ترک، حال که توبهام را شکستم.
درده می ارغوان و گر نیستدستار من از در گرو هست
هوش مصنوعی: اگرچه کمرم از درد میسوزد و نمیتوانم دیگر تاب بیاورم، اما با این حال، از بند رهایی نخواهم یافت و همچنان تحت کنترل و محدودیت خواهم بود.
ترکم چو شنید همچو جوزادر خدمت من نطاق دربست
هوش مصنوعی: وقتی او از من جدا شد، مانند جوزا در خدمت من ایستاده بود و بدون هیچ محدودیتی در دسترس قرار گرفت.
میداد شراب ناب و نقلماز پسته خویش داد پیوست
هوش مصنوعی: شراب باکیفیت را نوشیدم و دربارهی ویژگیها و خصوصیات خودم صحبت کردم.