تناجی
همام تبریزی

شمارهٔ ۴۲

ز جانان مهر و از ما جان‌فشانی‌ستجواب مهربانان مهربانی‌ست
همی گوید لبش کاینک من و توگرت سودای آب زندگانی‌ست
تو آن شمعی که جان پروانه توستکه را پروای شمع آسمانی‌ست؟
دم عیسی به انفاست چه ماندکه زین حاصل حیات جاودانی‌ست
حیاتم با تو در ایام پیریبسی خوشتر ز سودای جوانی‌ست
خوشا روزی که هم‌راز تو باشمولی از مردم چشمم گرانی‌ست
همام مهربان را از لبت همنصیبی هست و آن شیرین زبانی‌ست