شمارهٔ ۸۳
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذبه معشوق اشاره میکند و شاعر از دلتنگی و آرزوی دیدار او سخن میگوید. او میگوید که چهره معشوقش از خورشید نیز زیباتر است و زیباییاش در میان دیگر زیباییها مشهور است. عشق و اشتیاق شاعر به معشوقش همانند آب حیات برای اوست و حتی در نبود او نیز تأثیرش باقی مانده است. شاعر به زیباییهای دیگر گل و باغ نیز اشاره کرده و از عشق و ارادتش نسبت به معشوق میگوید.
چشم بد دور که زیباتر از این نتوان بودبنده روی تو خواهم ز میان جان بود
هوش مصنوعی: چشم بد دور، چون تو زیباتر از این وجود ندارد؛ من برای تو هر چه در توان دارم میکنم و جانم را فدای تو میکنم.
دل من در هوس آن لب چون آب حیاتبس که در تیرگی زلف تو سرگردان بود
هوش مصنوعی: دل من به شدت آرزوی آن لب شیرین را دارد، مانند آب حیات که در تاریکی زلف تو گم شده و سردرگم است.
گفته بودند که روی تو به از خورشید استچون بدیدیم به جان تو که صد چندان بود
هوش مصنوعی: گفته بودند که چهرهات از خورشید زیباتر است، اما وقتی جانت را دیدیم، فهمیدیم که زیباییات به طرز فوقالعادهای بیشتر از آنچه تصور میکردیم است.
حسن در عهد تو مشهور به همشهری ماستپیش از این نسبت او گرچه به ترکستان بود
هوش مصنوعی: حسن در زمان تو در میان مردم مشهور شده و به همشهری ما معروف است، در حالی که قبل از این، او را به ترکستان نسبت میدادند.
آب حیوان به زمان لب تو پیدا شدتا به امروز گر از دیدۀ ما پنهان بود
هوش مصنوعی: در طول زمان، وجود آب حیات و نعمتها به واسطه لبان تو نمایان شد، حتی اگر تا به امروز از نگاه ما مخفی مانده باشد.
خاک پای تو گروهی که به جان بخریدندهمه انصاف بدادند که نیک ارزان بود
هوش مصنوعی: خاک پای تو را کسانی که جان خود را فدای تو کردند، ارزشمند دانسته و انصافاً گفتند که این خاک، بسیار با ارزش و گرانبهاست.
عندلیب است در این باغ مگر جان همامکه مدامش هوس روی گل خندان بود
هوش مصنوعی: در این باغ، پرندهای خوشخوان وجود دارد، مگر اینکه روح همامی باشد که همیشه به یاد چهرهی گلهای خندان است.