شمارهٔ ۹۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند. او میگوید وقتی که نام لبان او بر زبانش میآید، طعمی شیرین در دهانش حس میکند. زمانی که از زیباییهای او صحبت میکند، بویی خوش از گلستان به مشامش میرسد. شاعر در وصف زلفهای او میگوید که نمیتواند به پیچیدگی آنها بپردازد، زیرا که این تمامی داستانها را شامل میشود. او ابراز میکند که فقط با نگاه معشوقهاش، دلش شاد میشود و منتظر بیدار شدن او از خواب است. اگر دهان او باز نشود، سالها نمیتواند جای او را پر کند. شاعر همچنین میگوید که اگر روزی در دشتها بگذرد، باید به جای خارها، گلهای زیبا ببیند. او به شدت به جستجوی معشوقهاش میپردازد و هیچ چیزی نمیتواند مانع او شود. در نهایت، شاعر میگوید که هر کس به شبستان او نزدیک شود، لایق دیدن او نیست و فقط خود او چنین لیاقتی را دارد.
مرا چو نام لبت بر سر زبان آیدز ذوق آن سخنم آب در دهان آید
هوش مصنوعی: وقتی نام لبت به زبان میآید، به قدری از شنیدن آن خوشحالم که انگار آبی در دهانم جمع میشود.
در آن نفس که ز رویت حکایتی گویمز هر نفس که زنم بوی گلستان آید
هوش مصنوعی: در زمانی که از چهرهات سخن میگویم، بویی مانند گلستان از هر نفسی که میکشم به مشامم میرسد.
به شرح زلف دراز تو در نمیپیچمکه زان هزار گره بر سر زبان آید
هوش مصنوعی: من به توصیف پیچیدگی موهای بلندت نمیپردازم، زیرا از این بهانه، هزاران سخن و داستان میتواند بر زبانها بیفتد.
زهی گران که نگردد خراب آن ساعتکه چشم مست تو از خواب سرگران آید
هوش مصنوعی: چه خوب است که آن لحظه فرا برسد که چشمان مست تو از خواب گران بیدار شوند و هیچ چیزی خراب نشود.
چو آن دهان نگشایند هیچ تنگ شکرهزار سال اگر از مصر کاروان آید
هوش مصنوعی: اگر آن دهان باز نشود، هیچگاه شیرینی و خوشی به دست نخواهد آمد، حتی اگر سالها کاروانی از سرزمین مصر بیاید.
اگر به دشت مغیلان گذر کنی روزیبه جای خار گل سرخ و ارغوان آید
هوش مصنوعی: اگر از دشت مغیلان عبور کنی، روزی میبینی که به جای خار، گل سرخ و ارغوان ظاهر میشود.
ز ابروی تو نتابم به هیچ وجهی رویاگر چه بر دل من تیر از آن کمان آید
هوش مصنوعی: من هرگز به ابروی تو بیتوجه نخواهم بود، هرچند که تیر عشق تو به قلبم برسد.
به جست و جوی تو کارم همی به جان برسیدکسی که طالب جانان بود به جان آید
هوش مصنوعی: من در جستجوی تو هستم و این تلاش به جانم رسیده است، زیرا کسی که عاشق محبوبش باشد، تمام وجودش را در این راه میگذارد.
کجا رسد به شبستان هر گدا شمعیکه لایق نظر خسرو جهان آید
هوش مصنوعی: شاید هیچ گدا و مسکینی نتواند به گرداگرد اوج و زیبایی شبستان نزدیک شود، چرا که تنها یک شمعی که شایسته نظر و توجه پادشاه جهان باشد، در آنجا میدرخشد.