شمارهٔ ۱۰۵
هوش مصنوعی: این شعر حاکی از شوق و اشتیاق شاعر به وصال دوست و معشوق است. شاعر از نسیم صبحگاهی سخن میگوید که خبری از دوست به همراه دارد و او را به برخاستن و استقبال از این خبر دعوت میکند. او از زیباییهای معشوق مانند زلف، چهره و آEyesش صحبت میکند و در مورد احساسات شدیدش نسبت به او میگوید. شاعر در وصف دلتنگیاش برای دیدن معشوق و فاصلهای که بین آنها هست، ابراز حسرت میکند و از نسیم میخواهد تا پیغامش را به دوست برساند و بگوید که او از دوری و انتظار گلهمند است. این شعر بیانگر عشق عمیق و احساسات لطیف شاعر نسبت به معشوق است.
اینک نسیمی میدهد کز دوست میآرد خبربرخیز کاستقبال او واجب بود کردن به سر
هوش مصنوعی: اکنون نسیمی میوزد که از دوستی خبر میآورد. برخیز، چون ملاقات او واجب است و باید به استقبالش بروی.
ای راحت جان مرحبا از دوست کی گشتی جدادارد عزیمت سوی ما یا کرد از این جانب گذر
هوش مصنوعی: ای آرامش دل، سلام! آیا از دوست خود دور شدی و به سفر آمدی یا از این سمت عبور کردی؟
از زلف عنبربار او وز سرو خوش رفتار اووز روی چون گلنار او ریح الصباهات الخبر
هوش مصنوعی: از موهای خوشبو و معطر او، از رفتار دلنشین او، و از چهرهاش که مانند گل انار است، بوی خوشی به مشام میرسد.
آن چشم شوخ و شنگ او و ابروی پر نیرنگ اووان طرۀ شبرنگ او چون است ای باد سحر
هوش مصنوعی: چشمان بازیگوش و ابروی فریبنده او و آن موی زیبا و درخشانش چگونه است، ای باد سحرگاهی؟
ای مشکبوی خوشنفس بودی مرا فریادرستعجیل کن رو باز پس پیغام سوی دوست بر
هوش مصنوعی: ای خوشبو مانند مشک، مرا یاری کن و با شتاب پیامم را به دوست برسان.
او را بگو کای نازنین منشین زمانی برنشینفرسنگ در فرسنگ بین افتاده دل بر یکدگر
هوش مصنوعی: به او بگو ای عزیز، مدتی بر روی زمین ننشین، زیرا دلهای ما با فاصلههای زیاد از هم، همچنان به هم مرتبط هستند.
خوش در دلم بنشستهای با روح در پیوستهایدر چشم من بشکستهای بازار خوبان سر به سر
هوش مصنوعی: در دل من نشستهای و روح من با تو مرتبط است. در چشمان من شکستگیهایی ایجاد کردهای، و تمام زیباییها و خوشروان در یک صف ایستادهاند.
ای جان شکار تیر تو، دل بسته زنجیر تودر حیرت از تصویر تو صورتگر صاحب هنر
هوش مصنوعی: ای جان، من در تیر تو گرفتار شدم و دل من در زنجیری از عشق تو بستنی است. من در شگفتی از تصویر تو هستم، ای هنرمند که صورت گر دنیای زیبایی.
روح و دماغ کیستی چشم و چراغ کیستیای گل ز باغ کیستی کآباد باد آن بوم و بر
هوش مصنوعی: کیستی و چه کسی هستی؟ تو که مانند نوری دروازه زندگی هستی، ای گل خوشبو از باغی که بر رونق و آبادانی آن میافزاید.
ای چون همام خوشسخن از عاشقان صد انجمندر منزلت فریاد زن از اشتیاق یک نظر
هوش مصنوعی: ای انسان با سخنان زیبا و دلنشین، از عشاق و دوستداران بسیار در جایگاه تو فریاد میزنند، به خاطر اشتیاق بیپایانی که به یک نگاه تو دارند.