شمارهٔ ۱۰۴
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به زیبایی و ویژگیهای خاص محبوبش اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز زیبا و خوشبو نمیتواند بدون وجود او شکوفا شود. قامت و چهره محبوبش باعث میشود که بهار و زیبایی به زندگی او بیافزاید و بدون او، هیچ گلی دیگر طعم و عطر واقعی را نخواهد داشت. شاعر در حسرت دیدار محبوب، بیان میکند که حتی اشکهایش نیز نمیتوانند در این بینظیری و زیبایی به او کمک کنند. به طور کلی، این شعر نشاندهنده قدرت و تاثیر عمیق عشق بر احساسات و زیباییهای زندگی است.
چون قامت تو سروی در بوستان نرویدچون عارض تو یک گل در گلستان نروید
هوش مصنوعی: وقتی قامت تو مانند سرو در باغ نمیروید، و چهرهات مانند گلی در گلستان نمیشکفد، هیچ چیز دیگری به زیبایی تو نمیرسد و هیچ یک از زیباییها نمیتواند با تو مقایسه شود.
گر باد بوی زلفت گرد چمن برآردیک برگ گل ز شاخی بی بوی جان نروید
هوش مصنوعی: اگر باد عطر زلفت را به دور چمن ببرساند، حتی یک برگ گل از شاخهای بدون رایحه جان نمیدهد.
تا وصف چشم مستت گویند پیش نرگساز خاک تیره سوسن بی صد زبان نروید
هوش مصنوعی: برای توصیف چشمهای زیبای تو، نرگس به خود میبالد و از خاک تیره سوسن، هیچ صدایی نمیآید.
گل گر دهان گشاید بی باد رویت او رارخساره لعل نبود گر در دهان نروید
هوش مصنوعی: اگر گل زبان بگشاید و زیبایی تو را نبیند، زیباییاش به پای رنگ لعل نمیرسد، چون بدون تو نمیتواند شکوفا شود.
بر هر زمین که افتد عکسی ز چهره توجز لاله برنیاید جز ارغوان نروید
هوش مصنوعی: هرجایی که تصویری از چهره تو بر زمین بیفتد، جز لاله و گل ارغوان، چیزی دیگر نخواهد رویید.
در خاک گر بمالم رخسار زرد خود رازان خاک تا قیامت جز زعفران نروید
هوش مصنوعی: اگر صورت زرد خود را به خاک بمالم، از آن خاک تا روز قیامت جز زعفران نمیروید.
ز اشکم گیه بروید از قامت تو یک شببر جویبار چشمم سرو روان نروید
هوش مصنوعی: از اشکهای من که بر زمین میریزد، به خاطر اینکه تو فقط یک شب در چشمانم بودی، گویی از چشمانم درختی رشد نمیکند.
از جویبار وصلت یک گل نچیدهام منگویی ندید چشمم یا در جهان نروید
هوش مصنوعی: من از شیرینی و زیبایی وصال تو هیچ بهرهای نبردم، انگار نه اینکه چیزی نداشتهام، بلکه گویی اصلاً در این دنیا چنین چیزی وجود ندارد.