شمارهٔ ۱۱۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و زیبایی معشوقهاش اشاره دارد و بیان میکند که حتی با گذشت زمان، عشق و فریاد عاشقان همچنان زنده است. هر بار که بادی میوزد و گلهای چمن را میبرد، پرندگان به رنگ و بوی او شکایت میکنند. عشق او در طول تاریخ و در زبانهای مختلف روایت شده و داستانسرایی شده است. زلف معشوق نیز به گونهای است که چرخ زندگی را به حرکت درمیآورد و همچنان اثرش باقی است.
رفتیم ما و عشق تو اندر میان هنوزساکن نگشت عربده عاشقان هنوز
هوش مصنوعی: ما رفتیم و عشق تو همچنان در دل ما جا دارد و هنوز صدای عاشقان خاموش نشده است.
هر برگ گل که باد صبا از چمن ربودمرغان ز رنگ و بوی تو اندر فغان هنوز
هوش مصنوعی: هر برگی از گل که باد صبحگاهی از باغ جدا کرد، پرندگان هنوز به خاطر رنگ و بوی تو ناله میکنند.
چندین هزار سال حدیث تو گفتهاندو افسانههای عشق تو در هر زبان هنوز
هوش مصنوعی: سالهای طولانی است که گفتهها و داستانهای عشق تو در هر زبانی وجود دارد و هنوز هم ادامه دارد.
زلفت نمود یک سر چوگان به گوی چرختا رستخیز چرخزنان باشد آن هنوز
هوش مصنوعی: زلف تو همچون چوبی است که در بازی چوگان به کار میرود و به وسیله آن چرخ زمان به گردش درمیآید؛ این گردش همچنان ادامه دارد و هنوز هم در حال فعالیت است.