تناجی
همام تبریزی

شمارهٔ ۱۲۱

دوش با من لطفکی آغاز کرد آن دلبرککاب حیوان می‌چکانید از لب چون شکرک
گفت اگر بوس و کناری داری از من آرزودر میان نه تا به جای آرد به جان این چاکرک
گفتمش زان عارض چون لاله‌ام یک بوسه بخشگفت ای کژ طبع باری پاره‌ای زان سوترک