شمارهٔ ۱۲۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و شدت تاثیر آن بر روح و عقل انسانهاست. شاعر میگوید که عاشق به خاطر معشوقش همیشه در فکر اوست و حتی اگر عقل از نور چهره معشوق محروم شود، جاویدان از بینایی خود محروم خواهد بود. به تعبیر شاعر، زیبایی معشوق مانند آفتاب است که برای چشم معلول قابل درک نیست. او همچنین اشاره میکند که حیات جاودانی نصیب کسی میشود که به خاطر عشق معشوق به کشته شدن میرسد. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که صحبتهای اهل حکمت به جز گفتوگوهای بیثمر چیز دیگری نیست و عشق آنقدر عمیق است که نمیتوان از آن به صورت منطقی و معقول صحبت کرد.
زهی مقبل که شد پیش تو مقبولبود دایم به سودای تو مشغول
هوش مصنوعی: بسیار خوش آمدی که مورد قبول تو قرار گرفتی؛ همیشه به خاطر عشق تو مشغول و دلباختهام.
گر از رویت نیابد عقل نوریز بینایی شود جاوید معزول
هوش مصنوعی: اگر عقل از زیبایی تو روشنایی نگیرد، نادان و بیفهم برای همیشه از درک خارج خواهد شد.
مثال روی تو با دیدۀ مامثال آفتاب و چشم معلول
هوش مصنوعی: چهرهای از تو در نظر ما مانند نور آفتاب است برای چشمی که نمیتواند خوب ببیند.
حیات جاودانی آن کسی یافتکه شده از تیر مژگان تو مقتول
هوش مصنوعی: زندگی ابدی نصیب کسی میشود که از زیبارویی تو، به شدت عاشق و مجروح شده باشد.
چه حاصل اهل حکمت را ز تحصیلچو غیر از گفت و گویی نیست محصول
هوش مصنوعی: افراد حکیم و دانشمند تنها به بحث و گفتگو در مورد علم و wisdom میپردازند و به جز این، به نتیجه ملموسی دست نمییابند.
گر از عشقت کنم شکلی تصورنه جنس و فصل ونه موضوع و محمول
هوش مصنوعی: اگر بخواهم عشقت را تصور کنم، نه به شکل یک چیز مشخص، نه به عنوان یک فصل خاص، و نه به عنوان موضوع و محتوای معین.
همام از عشق گوید داستانهاکه با معشوق نتوان گفت معقول
هوش مصنوعی: همام از عشق قصههایی تعریف میکند که نمیتوان با معشوق به صورت منطقی و معقول بیان کرد.