شمارهٔ ۱۷۹
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و حسادت شاعر نسبت به معشوقهاش میپردازد. شاعر از شب گذشته یاد میکند که معشوق در کنار دیگری بوده و او را فراموش کرده است. او به یاد میآورد که معشوق در جمع دشمنانش مانند شمع روشنایی میبخشیده و با زیبایی و زلفهایش بزم را زینت داده است. همچنین، شاعر به تلخی میافزاید که معشوق به یاد دوستانش با همنشینانش خوش میگذرانده و حال او را به فراموشی سپرده است. در نهایت، شاعر احساس میکند که معشوق از حال و روز او اطلاعی ندارد و این وضعیت برایش آزاردهنده است.
ماه رویا دوش عزم جام و ساغر کردهایخواب دوشین در کنار یار دیگر کردهای
هوش مصنوعی: ماه رویا شب گذشته تصمیم گرفته که جام و ساغر را پر کند و در خواب شب گذشته، کنار یک یار دیگر بودهای.
دشمنم را تا سحرگه شمع مجلس بودهایوز فروغ چهره ایوانش منور کردهای
هوش مصنوعی: تو تا صبح برای دشمنم مانند شمع روشنی بخش مجلس بودهای و با درخشندگی چهرهات او را روشن کردهای.
حلقههای زلف را یک یک زهم بگشودهایبزم را از نکهت عنبر معنبر کردهای
هوش مصنوعی: تو یکی یکی گیسوانت را باز کردهای و این مجالس را با عطر خوش عنبر معطر ساختهای.
تا نگردد همدمت از تلخی می ترشرویزان لب شیرین دهانش پر ز شکّر کردهای
هوش مصنوعی: تا زمانی که شریک زندگیات از تلخی و ناراحتی دور نماند، چهرهاش درخشان و خوشحال نخواهد بود، پس تو باید به او محبت و شیرینی بدهی تا لبهایش پر از شکر و خوشی شود.
دوستان را بر سر می هر کسی یاد آورددوش گویی با حریفان یاد چاکر کردهای
هوش مصنوعی: در جمع دوستان، هرکس که به یاد میآورد، دیروز با رقبایش به گپوگفت نشسته و از بادهنوشی لذت برده است.
نرگست امروز با رویت گواهی میدهدکانچه میگویم شب دوش ای سمنبر کردهای
هوش مصنوعی: امروز گل نرگس با زیباییات شهادت میدهد که آنچه را من میگویم، شب گذشته تو انجام دادهای، ای گلی که مانند سمن زیبا هستی.
از همام احوال دوشین را نمییاری نهفتکودکی این شیوه پندارم که کمتر کردهای
هوش مصنوعی: تو نمیتوانی حال و هوای دیشب را از همام (حمام) پنهان کنی. من این را به یاد کودکیام به خاطر دارم که تو کمتر این کار را کردهای.