شمارهٔ ۱۷۸
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و لطافت عشق و معشوق پرداخته است. شاعر به وصف ویژگیهای بینظیر معشوق میپردازد که نه تنها زاده و پرورده این دنیا نیست، بلکه به عشق او دل میدهند و جان فدای وصلش میشود. اگرچه درد و غم وجود دارد، زیبایی و جاذبه معشوق همه دنیا را تحت تأثیر قرار داده و رازهای سحرآمیز را آشکار کرده است. او به قدری زیباست که حتی معجزههایی چون معجزه عیسی را تحتالشعاع قرار میدهد. در نهایت، شاعر نشان میدهد که عشق به معشوق خالص و بیتکلف است.
بدین ملاحت و حسن و لطافت و معنینه زاده است و نه پرورده مادر دنیی
هوش مصنوعی: این زیبایی و لطافت و وقار که در تو مشاهده میشود، نه به واسطه زایش و نه به خاطر تربیت این دنیای فانی به دست آمده است.
به عشق روی تو زیبد که دل دهند از دستبه بوی وصل تو شاید که جان کنند فدی
هوش مصنوعی: خوشا به حال عشقی که انسان را به اینجا میرساند که دل و جان خود را فدای زیبایی تو کند و در آرزوی وصالت زندگیاش را نذر کند.
اگر کشند جفا هم جفای همچو توییوگر خورند غمی در جهان غمت باری
هوش مصنوعی: اگر کسی به من ظلم کند، آن ظلمش به اندازه ظلم توست و اگر در این جهان کسی غم دارد، غمت برای من هم مهم است.
همه ممالک عالم به خامه بگرفتیاگر چو صورت خوبت نگاشتی مانی
هوش مصنوعی: اگر تمام کشورهای جهان را با قلم خود احاطه میکردی، باز هم نمیتوانستی زیبایی تو را به خوبی توصیف کنی.
نمود جزع تو اسرار سحر جادو راشکست لعل تو ناموس معجز عیسی
هوش مصنوعی: شکایت و ناراحتی تو پرده از رازهای سحر و جادو برداشت و زیبایی لبانت مانند معجزه عیسی، پاکی و شرافت را به نمایش گذاشت.
خط معنبر ریحانوش تو بر یاقوتمفرحیست که بخشد به جان و جسم شفی
هوش مصنوعی: خط زیبا و دلنشین تو بر سنگ قیمتی مانند یاقوت، زندگی و فرح را به روح و جسم انسان هدیه میدهد.
بریخت بیگنهی خون خلق غمزه تومگر که خط تو دادش بدین خطا فتوی
هوش مصنوعی: خون بیگناهانی به خاطر زیبایی تو ریخته شد، آیا این کلام تو بود که آنها را به این بلا گرفتار کرد؟
بریز خون دلی را که در ضمیرش نیستبجز خلوص هوای خلاصه دنیی
هوش مصنوعی: خون دل را بریز که در دل او تنها پاکی و تمایل به رهایی از دنیا وجود دارد.