شمارهٔ ۱۹۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و خوشیهایی که با دیدار محبوب به دست میآید اشاره میکند. او از امید و انتظار به وصال محبوب سخن میگوید و به بهشتی که در کنار او خواهد بود، میاندیشد. شاعر از زیباییهای طبیعی و گلها یاد میکند که یادآور چهره محبوبش هستند و آرزوی بوسه بر لبهای او را دارد. همچنین، شاعر به عشق و انبوه احساساتی که تنها با نزدیک شدن به محبوب به وجود میآید، اشاره میکند. در نهایت، او به انتظار و اشتیاقش برای دیدن محبوب ادامه میدهد و به این میاندیشد که نبودن او چقدر سخت و دردناک است.
خجسته زمانی و خوش روزگاریکه بازآید از در مرا چون تو یاری
هوش مصنوعی: زمانی خوش و شاداب خواهد بود که دوباره مانند تو، دوستی به سراغ من بیاید.
ز رویت بهشتی شود مسکن مابه هر گوشهای بشکفد لالهزاری
هوش مصنوعی: محل سکونت ما به خاطر زیبایی تو بهشتی میشود و در هر نقطهای، دشتهایی پر از گلهای سرخ شکوفا میشود.
به سرو روان تو گوید دو چشممکجا میروی از چنین جویباری
هوش مصنوعی: چشمان من به تو میگویند، ای سرو زیبای من، کجا میروی از این رودخانه خروشان؟
لبم را توقع بود پایبوسیکه را زهره باشد حدیث کناری
هوش مصنوعی: من انتظار داشتم که لبم برای دیدار کسی آماده شود که او را زهرهای شایستهی گفتوگو با او میدانم.
به هر مرغزاری رسیدم ندیدمگلی کان ز رویت بود یادگاری
هوش مصنوعی: هر جا که رفتم، در دشت و صحرا، گلی به یاد تو ندیدم که نشان از تو باشد.
به شکرانه جان را برافشانم آن دمدریغا به از جان ندارم نثاری
هوش مصنوعی: در momentای از شکرگزاری، آمادهام که جانم را فدای چیزی کنم، ولی افسوس که چیزی با ارزشتر از جانم برای نثار ندارم.
کسی را که باشد وصالت میسرزهی خوش حیاتی عجب کار و باری
هوش مصنوعی: کسی که به وصل محبوبش دست پیدا کند، زندگی بسیار شیرین و شگفتانگیزی خواهد داشت و کار و تلاش او ارزشمند است.
مبارک زمینی که شهر تو باشدبه هر موسم آنجا بود نوبهاری
هوش مصنوعی: خوشا به حال سرزمینی که شهر تو در آن قرار دارد و در هر فصلی از سال، حال و هوای بهاری به خود میگیرد.
کجا یاد جنت کند مهربانیکه بر خاک کوی تو گیرد قراری
هوش مصنوعی: کجاست آن کسی که با محبت یاد بهشت را بکند، در حالی که بر خاک درگاه تو استراحت میکند؟
به امید روزی که روی تو بینمبه سر میبرم عمر در انتظاری
هوش مصنوعی: من عمرم را در انتظار روزی میگذرانم که چهرهات را ببینم.
سگان را مجال است بر آستانتخوشا وقت ایشان مرا نیست باری
هوش مصنوعی: سگها در آستانت اجازه دارند، ولی برای من در این زمان هیچ فرصتی وجود ندارد.
به اقبال وصل تو باشد که آردهمام از فراق تو جان با کناری
هوش مصنوعی: به دلیل شانس و سرنوشت خوب تو، همام از دوری تو جانش را با غم و اندوه میگذراند.