تناجی
حزین لاهیجی

شمارهٔ ۱۴

به خون خلق دادی دست تیغ سرگرانت رابنازم زور بازوی نگاه ناتوانت را
نمی آید صبا از خاک دامنگیر کوی توکه خواهد بعد از این پرسید، حال بیکسانت را؟
حضور انجمن در وصل یاران است ای بلبلخزان غارتگر باغ است، بردار آشیانت را
نیاید شکر بوی پیرهن از پیر کنعانیبه چشم من چه منتهاست خاک آستانت را
حزین خسته دل، از شکوه لب را بسته می داردمحبت مهربان سازد دل نامهربانت را