تناجی
حزین لاهیجی

شمارهٔ ۵۶

ای سلسلهٔ زلف تو بر پای دل ماسودایی خال تو، سویدای دل ما
دارد به گریبان تمنا، گل امّیداز خار رهت، آبلهٔ پای دل ما
چون برگ خزان دیده به هم ربط نگیرداز بس که ز هم ریخته اجزای دل ما
خونین جگر لالهٔ صحرای تو لیلیداغ تو، سیه خانهٔ صحرای دل ما
بگشود ز گردن رگ جان و نگشایدزنّار سر زلف تو، ترسای دل ما
بگشای حزین ، پرده ازین ساز که سازداز ناله، نیِ کلک تو احیای دل ما