شمارهٔ ۶۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات عمیق و دردناک خود را نسبت به عشق و دلبستگی بیان میکند. او از شعلهور شدن عشق و تأثیر آن بر جهان اطرافش صحبت میکند و به درد و رنجی که در سینهاش حس میکند اشاره میکند. با اشاره به ابروان هلالی و آسیبهای عاطفی، نشان میدهد که این عشق چقدر برایش دردناک است. شاعر نگران است که احساساتش را از دست دهد و نمیخواهد زخمهای قلبش نمایان شود. او به یادگار عشق خود و عواقب تلخ آن اشاره کرده و اعتراف میکند که اگرچه از عشق آسیب میبیند، باز هم رابطهاش با معشوق برایش ارزشمند است.
سخن از من کشیدی، شعله ورکردی جهانی راچرا انگشت بر لب می زنی آتش بیانی را؟
هوش مصنوعی: وقتی از من صحبت کردی، به طرز عجیبی جهانی را شعلهور کردی. چرا وقتی آتش سخن من را در دلت داری، فقط سکوت میکنی و انگشت بر لب میزنی؟
کمی نبود خراش سینه ام را ای هلال ابروبه داغ دل چه ناخن می زنی آزرده جانی را؟
هوش مصنوعی: ای هلال ابرو، دلتنگی و غم من چقدر عمیق است! چرا به زخم دل من بیشتر نمک می زنی و دلم را آزرده تر می کنی؟
مبادا پرده از دل، آه خون آغشته بر داردبه روی کار مفکن بخیهٔ زخم نهانی را
هوش مصنوعی: مبادا دلت را از درون بگشایی و احساسات عمیق و دردناکات را نمایان کنی؛ زیرا نباید زخمهای پنهانت را که هنوز در حال التیاماند، برای دیگران نشان دهی.
ز داغ لاله پیکر در غبار خاطر تنگمچمن پیرای عشقت ریخت، طرح گلستانی را
هوش مصنوعی: به خاطر اندوهی که از عشق تو در دل دارم، یاد تو مانند لالهای سرخ در ابرهای غبار آلود ذهنم است و عشق تو، زیباییهای یک باغ را در زندگیام به وجود آورده است.
عجب نبود حزین ، از عشق اگر عمر ابد یابمکه پیوند رگ جان کرده ام، نازک میانی را
هوش مصنوعی: عجیبی نیست که اگر عمر ابدی پیدا کنم، به خاطر عشق، چون من ارتباطی عمیق و حساس با جانم و دلدارم برقرار کردهام.