شمارهٔ ۱۰۴
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و longing شاعر پرداخته و احساساتی نظیر حسرت، عشق و ناپایداری را به تصویر میکشد. شاعر از زیباییهای معشوق، ناز و غرور او سخن میگوید و تمایلی به دوری از او ندارد. او به زخمهای دل خود اشاره میکند و از دشواریهای عشق و پایداری آن در کنار زیباییهای معشوق یاد میکند. همچنین به ناامیدی در پیدا کردن وفا و انصاف از سوی دیگران اشاره میکند و در نهایت، از تاثیر عمیق معشوق در زندگیاش و نواهایی که از دلش برمیخیزد صحبت میکند.
در کوچهٔ آن زلف مده راه صبا راآشفته مکن مشت غبار دل ما را
هوش مصنوعی: در کوچهای که آن زلف زیبای معشوق گسترده شده، نسیم را به آنجا راه نده و دل ما را با آشفته کردن و پراکندن غبار دلتنگی بیشتر ناراحت نکن.
محروم گلستان نبود مرغ اسیرمتا سوی قفس راه نبسته ست صبا را
هوش مصنوعی: پرندهی گرفتار، از گلستان بهرهمند نیست زیرا نسیم را به سوی قفس راهی نمیکند.
جز ناز تو کز لطف دهد تن به نیازمبا شاهکه دیدهست هم آغوش گدا را؟
هوش مصنوعی: تنها ناز توست که با مهربانیات مرا به خضوع واداشته است؛ با شاهی که چشمانش آغوش گدا را دیده است.
مغروری شمع تو به حدّیست که در بزمپروانهٔ سوزش ندهد بال هما را
هوش مصنوعی: تو چنان مغروری که حتی در میانسری که پروانه به دور تو میچرخد، نمیگذاری که درد و سوزن بال یکدیگر را حس کنند.
گشتند ز حسن تو تسلّی به تجلّیکوته نظران مهر گرفتند، سها را
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی تو، افرادی که دیدگاه محدودی دارند به زودی دلخوش شدند و از ستارهای خوشدرخشش بهرهمند شدند.
خوبان، چه گروهید که با دعوی انصافدر شهر شما، کس نخرد جنس وفا را
هوش مصنوعی: این گروه زیبا رویان چه کسانی هستند که در شهر شما با ادعای عدالت و انصاف، کسی جنس وفاداری را نمیخرد؟
ظالم برسان مژده، گر افتاد گذارتاز کوی کسی کش سر ما نیست، خدا را
هوش مصنوعی: ای ظالم، پیام من را به کسی برسان که اگر از جایی عبور کردی و ما را نمیبینی، خدا را شکر کن.
پیچیده حزین غلغله در گنبد گردوناز بس که رسا زد نی کلک تو نوا را
هوش مصنوعی: صدای نی با نغمههای جاننواز خود در آسمان پیچیده و گنبد آسمانی را پر کرده است، بهطوری که همه جا پر از سر و صدا و شادابی است.