تناجی
حزین لاهیجی

شمارهٔ ۱۱۸

مزار فیض بخش ماست گلگشت چمن ما رارگ ابر بهاران است هر تار کفن ما را
به خاک آستانی آشنا گردید پیشانیاگر غربت جدا افکند از خاک وطن ما را
مپرس از دل، کباب در نمک خوابانده ای دارمجگر خون گشتگان بینند در شور سخن ما را
به انس شاهدان غیب، حاصل شد دل آساییچو وحشت برد بیرون زین پریشانی انجمن ما را
حزین امّید می باشد به این عجزی که می بینینگاهی از سیه چشمان صحرای ختن ما را