تناجی
حزین لاهیجی

شمارهٔ ۱۲۵

در فتح باب میکده باشد گشاد ماصرف سبو شود، همه خاک مراد ما
دل روشناس مصحف حسن بتان نبودشد روشن از غبار خط او سواد ما
پنداشتم که مهر تو با جان سرشته استجان از میانه رفت و نرفتی ز یاد ما
از مبدا فراق تو در عین برزخیمباز آمدن به کوی تو باشد معاد ما
افراسیاب غم چو هجوم آورد حزینجمشید، جام باده و خم کیقباد ما