شمارهٔ ۱۳۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ناچاری و سختیهای زندگی اشاره میکند و از بیرحمی زمانه و بیوفایی افراد صحبت میکند. او به حسرت و اندوه خود اشاره میکند و از دلتنگی برای عشق و زیبایی میگوید. شاعر متوجه میشود که با وجود مشکلات، نباید فرصتها را از دست داد و باید از لحظهها به درستی بهره برد. او به اهمیت آگاهی و بیداری در مواجهه با دشواریها تاکید میکند و به دیگران توصیه میکند که از غفلت دوری کنند و قدر زمان و فرصتهای خود را بدانند.
نمیگوید کسی امروز چرخ بیمروت راکه تا کی میخوری چون آب، خون اهل غیرت را
هوش مصنوعی: هیچ کس امروز نمیگوید که این چرخ بیرحم چقدر دیگر منابع و زندگی دیگران را میگیرد و بر زندگی افرادی که غیرت دارند، ظلم میکند.
صف برگشته مژگانی که من سرگشتهٔ اویمچو مجنون برده از چشم غزالان خواب راحت را
هوش مصنوعی: من با نگاهی پر از شوق و حیرت به مژههای خمیدهاش خیرهام، مانند مجنونی که از زیبایی غزالان خواب را از دست داده است.
بود هرگوشه برپا محشر داغ نمک سودیببین در سینه من شور صحرای قیامت را
هوش مصنوعی: در هر گوشه از وجودم حالت قیامت برقرار است، حس و شور عمیق و پر از درد و عشق را در دل من میبینی که مانند نمک بر زخمهایم میسوزد.
فلک را فارغ از تدبیر کار رزق خود کردمگزیدم شمع سان از بس که انگشت ندامت را
هوش مصنوعی: من به آسمان و سرنوشت خود بیاعتنا هستم و تلاشهای زیادی نکردهام. مانند شمعی که از کارهای گذشتهام پشیمانم و انگشت ندامت را بر روی خودم گذاشتهام.
به عادت اینکه در هر لمحه مژگان می زنی برهمکف افسوس باشد چشم خواب آلود غفلت را
هوش مصنوعی: عادت تو این است که در هر لحظه با مژگانت پلک میزنی، اما ای کاش چشمان خوابآلود غفلت را بیدار کنی.
حزین گر می کنی، پیش از رقیبان جان نثارش رامکن چون غافلان از کف رها دامان فرصت را
هوش مصنوعی: اگر میخواهی حزین و غمگین شوی، قبل از اینکه رقیبانت به جان نثار شوند، مانند کسانی که غافلند، فرصت را از دست نده.