شمارهٔ ۱۶۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره عظمت و جایگاه بلند شاعر و همچنین ارتباط او با معشوقهاش است. شاعر خود را با نی و شور و شوقش توصیف میکند و از زیباییهای وجودیاش میگوید. او ندا میدهد که باید به دامی برسند، جایی که ناله پرندگان اسیر به گوش میرسد. در ادامه، به یاد منصور که از دار رفته و به صدای "اناالحق" اشاره میکند، همچنین وجود زیباییهای معنوی را در ذکر معشوقهاش بیان میکند. در نهایت، شاعر به غم و حزن در زندگی و دوری از یار اشاره دارد و از بوی خوش یار به عنوان منبع امیدش یاد میکند.
آوازه ام از رتبه گفتار بلند استنامم چو نی، از کلک شکربار بلند است
هوش مصنوعی: صدای من در سخنوری بسیار بالا است و نام من، مانند نی، از قلمی شیرین و گوارا سرچشمه میگیرد.
با جلوهٔ او در چه حساب است وجودم؟از خار و خسم، شعلهٔ دیدار بلند است
هوش مصنوعی: وجود من با حضور او چه ارزشی دارد؟ در میان خاری که دارم و دشمنی که میشناسم، شعلهٔ عشق و دیدار او به قدر بلندی است.
برخیز که خود را برسانیم به دامیتا نالهٔ مرغان گرفتار بلند است
هوش مصنوعی: بیدار شو و حرکت کن که قبل از اینکه صدای نالهی پرندگان گرفتار بلند شود، به هدف خود برسیم.
کوتاه شد افسانهٔ نی با همه دعویما را شکرین نغمه، ز منقار بلند است
هوش مصنوعی: کوتاهی داستان نی باعث شد که با وجود تمام ادعاها، صدای شیرین آن تنها از منقار بلند پرندهای میشنود.
دیری ست که منصور پریده ست ازین شاخهم بانگ اناالحق زدن، از دار بلند است
هوش مصنوعی: مدتی است که منصور از این دنیا رفته و دیگر نمیتواند صدای "من حق هستم" را از بالای دار سر دهد.
یک رشته که بی گوهر ذکر تو بود، نیستتسبیح تو، از سبحه و زنّار بلند است
هوش مصنوعی: اگر ذکر تو در دل نباشد، هیچ نخی که از دانههای تسبیح ساخته شده باشد، ارزشی ندارد و از زنجیرهای ساده نیز بی ارزشتر است.
کوته شمرم مدّ حیات ابدی رازلف سیه یار و شب تار بلند است
هوش مصنوعی: برای من زندگی ابدی و بیپایان، به اندازهی تاریکی شب و زلفهای سیاه یارم کوتاه و ناکافی به نظر میرسد.
نبود به ره مصر حزین ، چشم امیدمبوی خوش یار از در و دیوار بلند است
هوش مصنوعی: در مسیر مصر، حال من غمگین است و امید من به بوی خوش یار از هر سو و از هر دیواری به مشام میرسد.