شمارهٔ ۴۰۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی اشاره دارد. بلبل در گلستان از زیبایی معشوق میگوید و در جیب سمن، بوی او را حس میکند. گویا زندگیاش تحت تاثیر معشوقهاش قرار دارد و به او وابسته است. شاعر میگوید که هر کس به او ستم کرده، به خاطر زیبایی و قدرت معشوقهاش بوده است. همچنین نشان میدهد که حتی عیسی (پیامبر) نیز اگر چهره او را میدید، در برابر زیباییاش سجده میکرد. او به این ترتیب میخواهد نشان دهد که زیبایی معشوق، همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد و نشانههای عشق و ارادت را به شکلی عمیق و روحانی بیان میکند.
بلبل به گلستان سخن از روی تو می کرددر جیب سمن باد صبا بوی تو می کرد
هوش مصنوعی: بلبل در باغ گل به زیباییهای تو صحبت میکرد و نسیم صبحگاهی عطر تو را به همراه داشت.
ازکاوش ایّام خبردار نبودیمهرجور که می کرد به ما، خوی تو می کرد
هوش مصنوعی: ما از گذر ایام بیخبر بودیم و هر طور که او با ما رفتار میکرد، به ما نشان میداد که چقدر به خصال او آشنا هستیم.
می بود به بازار تو گر یوسف مصرینقد دو جهان را به ترازوی تو می کرد
هوش مصنوعی: اگر یوسف مصری به بازار تو میآمد، تمام ارزشهای جهان را در ترازوی تو اندازهگیری میکرد.
غیر از تو مرا شکوه ز دست دگری نیستهرکس ستمی کرد به بازوی تو می کرد
هوش مصنوعی: جز تو هیچکس دیگری نیست که بخواهم از او شکایت کنم. هرکس که به من آسیب رسانده، قطعاً به خاطر قدرت تو بوده است.
کوکو زدنش بی طلب گمشده ای نیستقمری هوس قامت دلجوی تو می کرد
هوش مصنوعی: قمری که در حال کوکو زدن است، بدون اینکه به دنبال گمشدهای باشد، عطر و زیبایی قامت تو را آرزو میکند.
گر عیسی سجّاده نشین روی تو می دیدمحراب دعا را خم ابروی تو می کرد
هوش مصنوعی: اگر عیسی در حال عبادت، چهره تو را میدید، برای زیبایی ابرویت به سجده میافتاد و در محراب دعا مینشست.
فریاد حزین ، از دم گرمت، که خروشیناقوس صنم خانه به یاهوی تو می کرد
هوش مصنوعی: صدای غمگین تو، مانند زنگی است که از گرمی نفسهای تو به گوش میرسد و در حقیقت مثل صدایی است که از معبد بتهای عشق بلند میشود.