شمارهٔ ۵۵۰
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به زیبایی و ظرافت حسرت و حیرت خود را از زیبایی یار بیان میکند و میگوید که آینه نمیتواند زیبایی او را تحمل کند. او از کبک دری میخواهد که به اندازهی خود زندگی کند و از طاووس میخواهد رفتار کردن را بیاموزد. همچنین، شاعر از طوطی به خاطر سادگیاش تعجب میکند و به او توصیه میکند که گفتار زیبایی را یاد بگیرد. او بیان میکند که کسانی که دچار بدشانسی هستند، نیازی به راهنمایی ندارند و برای آنها، یادگیری از چشمهای منحصر به فرد دیگران مهم نیست. در نهایت، شاعر از «رند» میخواهد که به او بیاموزد چگونه با مشکلات و تنشها کنار بیاید و از زندگی لذت ببرد.
حیرت زده را تاب رخ یار میاموزاین آینه را طاقت دیدار میاموز
هوش مصنوعی: در شگفتی و حیرت خود، زیبایی چهره محبوب را یاد نگیر، زیرا این آینه قدرت دیدن زیباییهایش را ندارد.
ای کبک دری، پای به اندازه خودکشطاووس مرا شیوه رفتار میاموز
هوش مصنوعی: ای کبک دری، به اندازه خودت، رفتار و زیبایی طاووس را از من نپذیر و تقلید نکن.
طوطی، عجب از ساده دلی های تو دارمگفتار به آن لعل گهربار میاموز
هوش مصنوعی: عجب میکنم از سادگی تو، که به طوطی یاد میدهی چگونه با آن زبان زیبا و شیرین صحبت کند.
بد مست ز کس حاجت ارشاد نداردخونریز به آن چشم جگردار میاموز
هوش مصنوعی: اگر کسی که در حال خراب و مست است، نیازی به هدایت و راهنمایی دیگران ندارد. همچنین، کسی که خونریزی میکند، نباید کسی را که چشمانش پر از عواطف و احساسات است، زیر دست بگیرد و آموزش دهد.
ای رند تنک حوصله بگذار حزین رامی خوردن و آشفتن دستار میاموز
هوش مصنوعی: ای انسان عاقل و با ذوق، آشفته شدن و غمگین بودن را از کسی که در مشکلات خود غرق شده یاد نگیر.