شمارهٔ ۵۶۲
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی خواستار نجات از غم و پژمردگی است. شاعر از ساقی میخواهد که جامی بنوشاند تا از خمار زندگی رهایی یابد و به لذتهای بهاری دست یابد. او به این نکته اشاره میکند که چگونه زندگی تنها به ظاهر و قیدهای دنیایی محدود شده و آرزو دارد که روح خود را از این قید رها کند. همچنین، شاعر میخواهد که جرعهای از می را به او بدهند تا بتواند آرامش پیدا کند و غمهایش را فراموش کند. در نهایت، او به شور و شوق زندگی دعوت میکند و از ساقی میخواهد که دلش را با می رنگین پر کند.
ای ساقی صبوح نجات از خمار بخشجامی به طاق ابروی صبح بهار بخش
هوش مصنوعی: ای ساقی خوشذوق، به من شراب صبحگاهی بده تا من را از حال ناخوشایند رهایی بخشی و زیباترین جام را به من بده که مانند قوس ابروی بهار درخشان باشد.
تا کی به قید عالم صورت به سر بریم؟آیینه را خلاصی ازین زنگبار بخش
هوش مصنوعی: چقدر باید در بند ظواهر و شکلها زندگی کنیم؟ ای کاش آینهای به ما کمک کند تا از این دنیای پر از زنگار رهایی یابیم.
آرام سوز، حوصله ای کن نصیب مایا بحر بیقراری ما را قرار بخش
هوش مصنوعی: به آرامی بسوز و برای ما فرصتی فراهم کن، یا اینکه به دریای نگرانی ما آرامش بده.
تا هست می به شیشه، غم از عمر رفته نیستاین آب رفته باز، به این جویبار بخش
هوش مصنوعی: تا وقتی که می در شیشه وجود دارد، غم از عمر از دست رفته وجود ندارد. این آب که از بین رفته، دوباره به این جویبار برگردانده میشود.
تا هست می به شیشه ، غم از عمر رفته نیستمیخانه را بیا به من میگسار بخش
هوش مصنوعی: تا زمانی که شراب در شیشه موجود است، غم و اندوه از عمر گذشته به دل نمینشیند. بیایید به میخانه برویم و از میگسار بخواهیم که به من شراب بدهد.
مپسند خالی از می گلرنگ ساغرمته جرعه ای چو لاله به این داغدار بخش
هوش مصنوعی: میگوید که خوشایند نیست که جام من از شراب رنگین خالی باشد؛ چون من همچون لالهای داغدار، تنها به یک جرعه شراب نیاز دارم تا به این حال و روزم مجال بدم.
باشد می دو آتشه را نشئه بیشترته جرعه ای ز خود به حزین فگار بخش
هوش مصنوعی: بنوشید می پرحرارت را که نشئهاش بیشتر است، کمی از خود را به حال حزین و غمگین ببخشید.