شمارهٔ ۵۹۶
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت از معشوق و چنگنواز اشاره دارد و از او میخواهد که به سمت او بیاید و با نواختن چنگ و دف، غمها را از جانش بزداید. شاعر به زیبایی طبیعت و شادی عاشقان اشاره میکند و تأکید میکند که اگر واعظان مانع از شادی و موسیقی عاشقان شوند، این امر گناهی ندارد. در نهایت، او به عشق و شناخت عمیق دل خود از معشوق اشاره میکند و از حجابهای مختلفی که بین آنهاست، شکایت دارد.
ای سر و سرور مغان، خیز و بیار چنگ و دفجان مرا ز غم رهان، خیز و بیار چنگ و دف
هوش مصنوعی: ای سر و فرمانرواى مغان، بلند شو و چنگ و دف را بیاور تا جانم را از غم نجات دهى. بلند شو و چنگ و دف را بیاور.
مطرب عاشقان بزن راه حجاز، تا کنمچهره ز اشک، ارغوان، خیز و بیار چنگ و دف
هوش مصنوعی: ای نوازنده، برای عاشقان ساز بزن و به سوی حجاز برو. میخواهم چهرهام را با اشک رنگین کنم. برخیز و چنگ و دف را بیاور.
کرده سرود بلبلان، مست و خراب، گلستاننرگس و لاله سرخوشان، خیز و بیار چنگ و دف
هوش مصنوعی: بلبلان در حال نغمهسرایی هستند و به شدت غرق در شادیاند. در باغی پر از نرگس و لالههای قرمز، همگان سر مست و شاداب هستند؛ بیایید و ساز و موسیقی بیاورید.
واعظ شهر اگر کند منع سماع صوفیاننیست گنه به عاشقان، خیز و بیار، چنگ و دف
هوش مصنوعی: اگر واعظ شهر ممنوعیت بر سماع (نواهای صوفیانه) اعلام کند، گناهی بر عاشقان نیست؛ پس برخیز و ساز و دف بیاور.
دیده به روی دلستان تا کنم آشنا، حزینچند حجاب این و آن؟ خیز و بیار چنگ و دف
هوش مصنوعی: به چهره معشوق نگاه میکنم تا بتوانم با دلش آشنا شوم؛ اما چه تعداد حجاب و پرده میان ما وجود دارد؟ برخیز و ساز و دف را بیاور.